احياي ايران چاپ
مقالات شما
جمعه, 28 مرداد 1384 10:22
تعداد بازدید :3753

 حمد وثنا سزاوار پروردگاري است كه انسان را به صرف محبت خويش خلق فرمود و او را از ميان كافه مخلوقات به زيور عقل و دانش ممتاز نمود و به اين عطيه كبري مطرز فرمود و به او آموخت و ياد داد كه زمان آن فرا رسيده كه اين كره خاكي را يك وطن داند و جميع ساكنان زمين را اهل اين وطن واحد شمرد .

       خواننده عزيز و دوست گرامي ، درباره آينده كشور ايران در جايي چنين آمده است :

        "ايران مركز انوار گردد . اين خاك تابناك شود. " 

   به نظر مي رسد براي درك بهتر اين جملات بهتر است در ابتدا تفكر و تعمقي در  گفتار زيبا و  بيان پر معنايي كه در ادامه ذكر مي شود بنماييم .

" به نام يزدان مهربان ، پاك يزدانا خاك ايران را از آغاز مشك بيز فرمودي و شور انگيز و دانش خيز و گوهر ريز . از خاورش همواره خورشيدت نور افشان و در باخترش ماه تابان نمايان . كشورش مهر پرور و دشت بهشت آسايش ، پر گل و گياه جان پرور و كهسارش پر از ميوه تازه و تر و چمنزارش رشك باغ بهشت . هوشش پيغام سروش و جوشش چون درياي ژرف پر خروش . روزگاري بود كه آتش دانشش خاموش شد و اختر بزرگواريش پنهان در زير روپوش . باد بهارش خزان شد و گلزا ر دلربايش خار زار . چشمه شيرينش شور گشت و بزرگان نازنينش آواره و در به در هر كشور دور . پرتو اش تاريك شد و رودش آب باريك . تا آنكه درياي بخششت به جوش آمد و آفتاب دهش در دميد . بهار تازه رسيد و باد جان پرور وزيد و ابر بهمن باريد . پرتو آن مهر مهر پرور تابيد . كشور بجنبيد و خاكدان گلستان شد و خاك سياه رشك بوستان گشت . جهان جهاني تازه شد و آوازه بلند گشت . دشت و كهسار سبز و خرم شد و مرغان چمن به ترانه و آهنگ همدم شدند . هنگام شادماني است. پيغام آسماني است . بنگاه جاوداني است ، بيدار شو بيدار شو . اي پروردگار بزرگوار ، حال انجمني فراهم شده و گروهي همداستان گشته كه به جان بكوشند تا از آن باران بخششت بهره به ياران دهند و كودكان خود را به نيروي پرورشت در آغوش هوش پرورده ، رشك دانشمندان نمايند . آيين آسماني بياموزند و بخشش يزداني آشكار كنند . پس اي پروردگار مهربان ، تو پشت و پناه باش و نيروي بازو بخش تا به آرزوي خويش رسند و از كم و بيش درگذرند و آن مرز و بوم را چون نمونه جهان بالا نمايند . "  

       آنچه بعد از اين ذكر مي گردد ، ادراك نويسنده است از اين بيان فصيح پر معنا . پاك يزدان مهربان ، كشور ايران را از گذشته هاي بسيار دور و آغاز تاريخ تمدن بشر، از مواهب و مراحم بي پايان خود بهره مند فرمود . خاك اين سرزمين پربركت، و مردمان و ساكنانش پر از دانش و هوش و حركت بودند . نور الهي و راستي و درستي از خاك ايران بر همه دنيا مي تابيد . كشور ايران منبع علوم و فنون و صنايع بود و معدن فضائل و خصائل پسنديده انساني . مردمانش به صفات و اخلاق پسنديده متصف و متخلق بودند و زبانزد ملت هاي ديگر و به طور كلي در آن روزگاران ديرين خطه مبارك ايران ، سرزميني بوده است كه از لحاظ مادي و معنوي تفوق و برتري بر جميع ملت هاي عالم داشته و ايران و ايرانيان محسود عالميان بودند و اين حقيقتي است كه كسي را ياراي انكار آن نيست؛ زيرا مستند به جميع كتب تاريخي است . ايران مقدس ما ، بزرگترين رهبران و متفكران تاريخ بشريت، همچون كورش و داريوش ، جلال الدين رومي و حافظ شيرازي ، ابن سينا و                                   ذكرياي رازي ودهها امثال آن ها را در دامان پر مهر خود پرورانده است و به عالم انساني تقديم نموده است . آري اين است وصف گذشته هاي ايران زمين و پارسيان ساكن در آن . وليكن روزگاري آمد كه آتش دانش ايران و ايرانيان خاموش گشت . ستاره هاي بزرگواريش پنهان شدند و فصل خزانش فرا رسيد و در عرصه تمدن و مدنيت سير قهقرايي و نزولي را به سرعت آغاز نمود . بزرگانش آواره و در به در گشتند و فروغ نور راستي و درستي در قلوب مردمانش ضعيف شد و به سو سو افتاد. ملت ايران كه برترين ها بودند ، خوار و ذليل گشتند و به توحش و انجام دادن اعمال شيطاني و دروغ گويي مشهور گشتند. چنانچه در زمان سلسله قاجاريه اين سير قهقرايي به اسفل درجات خود رسيد و ايران عزيز ، تاريك ترين زمان در تاريخ تمدن خود را مشاهده نمود . ذلت و دنائت و ظلالت و جهالت قوم ايراني در زمان قاجار تا بدان حد رسيد كه بسياري از مورخين و مستشرقين اروپايي در آثار قلمي خود ، نفرت و انزجار خود را از حركات و سكنات اين قوم اعلان نمودند .وليكن تاريك ترين و ظلماني ترين لحظات شب ، درست قبل از دميدن سپيده صبحگاهي است و يا به عبارت ديگر ، اوج تيرگي و سياهي و ظلمت شب ، بشارت طلوع صبح صادق را در دل خود دارد . پس درياي بخشش به جوش آمد و آفتاب دهش در دميد و بهار تازه رسيد . بايد تفكر و تحقيق نمود كه اين درياي بخشش ، اين آفتاب دهش و اين بهار تازه چه مفاهيمي در خود دارد ؟

     مسلمأ احياي سرزمين ايران در درجه اول مستلزم احياي وجدان و اخلاق و معنويت مردمان آن است كه هم اكنون ضعيف و مرده است و بعد از آن احياي كشور است از لحاظ علمي و صنعتي و مادي و تا پي هاي وجدان و معنويت محكم و مطمئن و سالم و بديع نگردد ، ديوارهاي بلند علم و صنعت و خانه ها و قصرهاي رفاه و آسايش حقيقي و ترقي و پيشرفت، هرگز بنا نخواهد شد و ايران احيا نخواهد گرديد ؛ آري بايد بيدار شد .

       همچون بسياري از نيك انديشان و بلند همتان ديگر، حال  هم به حقيقت گروهي همداستان گشته اند كه فرزندان سرزمين ايران را با نيروي پرورش خداوند مهربان بپرورند و آيين آسماني بيا موزند .

      در آخر گفتار فوق اينگونه به درگاه خداوند مهربان دعا شده است  :" پس اي پروردگار مهربان ، تو پشت و پناه باش و نيروي بازو بخش تا به آرزوي خويش رسند و از كم و بيش در گذرند و آن مرز و بوم را چون نمونه جهان بالا نمايند . "

 

 

 

 

افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."