جوجه ايم ياپرنده؟
چاپ ايميل دانلود
نگارش: شكيبا
۰۸ بهمن ۱۳۸۶

من شعر انگلیسی را که در پایین صفحه می خوانید خیلی دوست دارم.  این شعر از زبان جوجه ی یک پرنده بیان می شود که می گوید من ابتدا در خانه ی کوچکی زندگی خوبی داشتم؛ فکر می کردم دنیا کوچک و گرد است و از پوسته ی نازکی ساخته شده است. بعد در لانه ی کوچکی زندگی کردم و نیاز دیگری نداشتم؛ فکر می کردم مادرم دنیا را با خس و خاشاک درست کرده است. یک روز از لانه ام پرکشیدم تا ببینم چه پیدا می کنم؛ گفتم تا به حال چقدر کور بودم، دنیا از برگ ساخته شده است! بالاخره بزرگ شدم و از درخت فراتر رفتم؛ حالا نمی دانم دنیا چطور ساخته شده و همسایه هایم هم نمی دانند.

این شعر گذار از خامی به پختگی را به زیبایی بیان می کند. منظورم همان خامی و پختگی است که در این ضرب المثل معروف به آن اشاره شده است: "بسیار سفر باید تا پخته شود خامی."

خام کسی است که بینشی محدود دارد؛ فکر می کند دنیا محدود است به شهر و محله و شغل و دین و خلاصه زندگی او؛ نمی داند دنیا خیلی بزرگ تر از دنیای اوست یا اگر هم می داند فکر می کند آنچه او دارد بهترین است و اوست که پاسخ همه ی سؤالات را دارد. در مقابل پخته کسی است که بینشی وسیع دارد؛ می داند دنیا خیلی بزرگ تر از دنیای اوست؛ شهرها و محله ها و شغل ها و دین های دیگر هم به همان اهمیت شهر و محله و شهر و دین او هستند؛ می داند که پاسخ همه ی سؤالات را ندارد.

گاهی در رادیو و تلویزیون می شنوم که از افتخار ایرانی بودن یا مسلمان بودن صحبت می شود. حتی اگر بپذیریم که ایران کشوری برتر از سایر کشورها و اسلام دینی برتر از سایر ادیان است - که در مقیاس جهانی ادعای عجیبی است و هیچ دلیل عقلانی برای آن وجود ندارد- آ یا به دنیا آمدن در یک کشور و یک امت دینی افتخار دارد؟ افتخار در آن چیزی است که ما خودمان کسب می کنیم، نه آنچه بدون اراده به ما داده شده است. تقصیر کسانی که در ایران یا در خانواده ای مسلمان به دنیا نیامده اند چیست؟ آیا این نوع غرور بهترین نشانه ی خامی نیست؟

همیشه از خودم می پرسم آیا من خامم یا پخته؟ واقعاً نشانه ی خامی و پختگی چیست؟ در دنیای امروز اگر سفر هم نکنیم به برکت ارتباطات گسترده ی جهانی این امکان را داریم که مردم کشورهای دیگر را بشناسیم و با ادیان و نظرات و آداب و رسوم آنها آشنا شویم. پس سفر نکردن نمی تواند نشانه ی خامی باشد. اما آیا می توانیم خود را به جای آن ها بگذاریم و زندگی آن ها را آنگونه که هست درک کنیم، نه اینکه آنها را با مقیاس های خودمان بسنجیم؟ آیا خود را برتر از دیگران می بینیم یا نه؟ آیا وقتی به عقاید دیگران گوش می دهیم می توانیم بی طرفانه درباره ی آن ها قضاوت کنیم؟ آیا وقتی مسأله ای پیش می آید به دنبال راه حل های گوناگون می گردیم تا بهترین راه حل را انتخاب کنیم یا اولین راهی را که به نظرمان می رسد و معمولاً هم تقلیدی است در پیش می گیریم؟ گاهی اوقات شدیداً احساس خامی می کنم، اما شاید همین نشانه ای از پختگی باشد، مگر نه؟!

 

I lived first in a little house,

And lived there very well,

I thought the world was small and round,

And made of pale blue shell.

I lived next in a little nest,

I thought the world was made of straw,

And nestled by my mother.

One day I fluttered from my nest,

To see what I could find,

I said the world is made of leaves,

I have been very blind.

At length I flew beyond the tree,

Quite fit for grown-up labors,

I don’t know how the world is made,

And neither do my neighbors.

نظریه
برداشتی زیبا
نوشته شده توسط کاربر سامی در 1386-11-15 11:55:25
برداشت زیبایی داشتید. امیدواریم که همبشه به فکربهتر شدن خودودیگران باشیم
tashokkor
نوشته شده توسط کاربر This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it در 1386-11-27 02:22:17
شعر زیبایی بود . لطف می کنید و بگید شاعرش خودتون بودید یا از فرد دیگری است؟ در ضمن اگر شعر از خودتان است می توانم آن را در برنامه ای استفاده کنم ؟
نوشته شده توسط کاربر This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it در 1386-12-07 16:33:24
زیبا بود ، دنیای عجیبی است گاهی فکر میکنیم جوجه ایم گاهی فکر میکنیم پرنده ایم و میخواهیم پرواز کنیم
نوشته شده توسط کاربر سپیدار در 1386-12-08 11:06:24
شعر زیبایی بود مخصوصاً آخرش که با وجود این که علم زیادی پیدا کرده بود باز هم اعتراف کرد که هنوز چیزهایی برای دانستن باقی مونده. در واقع ما هم خام هستیم و هم پخته حالا بسته به تلاش خودمون ذره ذره از خامی کم می کنیم و به پختگی می افزاییم و اصل هم حرکت به سمت علم و حقیقته نه باقی موندن در حدی از دانایی.
نوشته شده توسط کاربر شکیبا در 1387-01-08 22:10:02
مونای عزیز، ببخشید من مدت زیادی است وارد سایت نشدم و سوال شما را ندیده بودم. نمی دانم شاعر این شعر نیست. مدتی پیش در کتابی آن را خواندم و یادداشت کردم ولی آنجا هم فکر می کنم شاعرش معرفی نشده بود.

نظر بدهيد
لطفا نقد و نظریات خود را صرفا در رابطه با موضوع مقاله بنویسید. متن هایی که در آن به افراد تهمت و یا بی حرمتی شده باشد، و همچنین نوشته هایی که حاوی آدرس سایت شما یا سایت های دیگران باشد فورا از سایت حذف خواهند شد.
کاربر:*
ایمیل:
عنوان نظر:
متن نظر:*

کلمه رمز:*Code
قبل از ارسال این کد را وارد کنید

Powered by AkoComment!

 

اعلانات

1-دوستان عزيز مي توانندعكس هايي را كه مناسب اين سايت تشخيص مي دهند، ازطريق ايميل زيربراي ما ارسال نمايند.عكس ها توسط خودشما تهيه شده باشد:

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

2-ازجوانان عزيزدعوت مي كنيم درسايت بلاگ هاي جوانيم ، بلاگ خودراتأسيس كنند ومطالب مفيدمورد علاقه ي خودرابيان كرده ودردسترس ديگران قراردهندواز نظرات ابراز شده بوسيله ي ديگران بهره مندگردند. بلاگ هاي جوانيم،محيطي اختصاصي براي ابراز صميمانه ي افكار ونظريات شما

 3-مقالات وخواندني هاي مناسب رااز طريق «ارسال نوشته هاي شما» براي ما ارسال نماييدتا در قسمت هاي مختلف سايت منتشر ومورداستفاده ي سايردوستان جوان قرارگيرد.ازارسال مطالب قبلي نهايت تشكرراداريم 

4-سایت گفتمان جوانیم دیدن کنید. گفتمان جوانيم امكاني متفاوت وميداني جديد براي فعاليت هاي جوانان است وهدف آن ايجادفضايي دوستانه وصميمانه است كه درآن، جوانان بتوانندمباحثات مفيدي پيرامون مسائل ومباحث مختلف داشته باشند. ازكليه ي جوانان عزيز دعوت مي كنيم درسايت گفتمان جوانيم ثبت نام نمايند

 

کیبورد