اغماء
چاپ ايميل دانلود
نگارش: فراز-م
۲۰ آذر ۱۳۸۶

يادم مي آيد يكي از دوستان مسلمانم مي گفت حضرت زرتشت پيامبر بر حقي نبوده است، چون پيروانش دو جور خدا دارند: اهورامزدا يعني خداي خوبي و اهريمن يا شيطان، پس زرتشتيان مشرك هستند. البته در اينجا نمي خواهم در مورد حضرت زرتشت و عقايد پيروانش صحبت كنم، آنچه مرا به ياد این سخنِ دوست عزيزم انداخت، سريال اغماء بود. شباهتي بين عقيده ي زرتشتيان به وجود اهورا مزدا واهريمن با ماجراي الياس و خدا نمي بينيد؟

اما حقيقت چيست؟ اگر اعتقاد به وجود اهورامزدا و اهريمن شرك است، اعتقاد به وجود الياسي كه توانست سرنوشت دكتر پژوهان را با چند بيمار غريبه پيوند دهد، عقيده اي مشركانه نيست؟ و برعكس اگر شيطاني به صورت الياس وجود دارد، اعتقاد به وجود اهريمن نيز مخالفتي با توحيد ندارد. موضوع اين متن، اثبات يا رد حضرت زرتشت يا مقايسه ي پندار زرتشتيان نيست، چون هدف القاي اعتقادات به خوانندگان نيست، و تمام نتيجه ي اخلاقي اي كه از اين بحث مي توانم بگيرم اين است كه نسبت به اتهاماتي كه به ديگران مي زنيم، منصف تر باشيم و در مورد آنچه مي بينيم و مي شنويم با هوشياري بيشتري برخورد كنيم.

مي رويم سر اصل مطلب: ماجراي شيطان كه در فرهنگ اديان مختلف -يهود، مسيحيت و اسلام- آمده، چيست؟

شايد شنيده باشيد حكايت استاد دانشگاهي را كه مي گفت تمام آفريده هاي خدا نشانه هاي او را دارند و به صورت و مثال او آفريده شده اند (اين نيز يكي از عقايد اديان بزرگ دنيا است كه در تورات و قران آمده و شعراي مسلمان ايران نيز در اشعار خود آن را به كار برده اند)، پس شيطان هم كه آفريده ي خداست از اين قاعده مستثني نيست، يعني بدي و وحشتاكي شيطان نمايشگر حقيقت خداوند است! خوشبختانه آن استاد، دانشجوي باهوش و فَكوري داشته كه حتماً به جز تفكر در مطالب درسي، به جستجوي دانش نهفته در كتب آسماني نيز پرداخته بود و به حقيقت مهمي پي برده بود كه آن را با استادش در ميان گذاشت. از استاد خواست مفهوم تاريكي را توضيح دهد. شما مي توانيد؟...شايد بگوييد تاريك يعني جايي كه نور نيست.... استاد هم پاسخ بهتري نداشت. دانشجو پاسخ او را پذيرفت و گفت تاريكي دقيقاً به معني نبود نور است، تاريكي وجود خارجي نداردو تاريكي اسمي است كه براي نبودن نور گذاشته ايم. شيطان نيز تنها نامي است كه ما براي نبودنِ خدا گذاشته ايم. شيطان وجود خارجي ندارد! شنيده ام كه آن دانشجو انيشتين بوده است.

به اين ترتيب اگر در كتب مقدس تورات، انجيل و قرآن از شيطان سخن به ميان آمده، دليل بر وجود خارجي شيطان نيست، چون در اين صورت طبق تعاليمِ ديگرِ كتبِ آسماني، ذات خداي مهربانِ ما شيطاني تلقي خواهد شد، همان طور كه استاد مذكور به يك نمونه اشاره كرده بود! اين يك واقعيتِ موجود در كتب آسماني است: نه مي توان مسئوليت را از گردن خود باز كرد و گفت كتابهاي آسماني تحريف شده اند و اصل كلام خدا چيز ديگري بوده و نه شايسته است اين موضوع را تناقضي در اديان الهي بدانيم. سالها پيش-حتي پيشتر از انيشتين- عبدالبهاء، كليدي براي حل اين تناقض به ما داده است.

ماجرا از اين قرار است كه چون بشر در ابتدا قدرت درك همه ي مفاهيم را نداشته، بسياري از مطالب كتب آسماني به صورت سمبليك و نمادين مطرح شده تا بشر پله پله پيشرفت كند و يك باره در برابر انبوهِ اطلاعات پيچيده، شوكه نشود. راز آفرينش بسيار پيچيده تر از آن است كه از ظاهر كتب آسماني بر مي آيد، علم نيز تا كنون جواب كاملي براي اين راز نيافته، حال آن كه اكنون قرن 21 است، چطور خدا مي توانسته براي مردم قرن هاي پيش تمام مفاهيم و داستان آفرينش را به زبان آنها توضيح دهد و فكر آنها را آشفته سازد، مگر خداوند، حكيم نيست؟ مگر آشفتگي بندگان را مي پسندد؟ اگر چنين بود همان اولِ آفرينش يك دين مي فرستاد و حقيقت خودش و تمام آنچه در دنياست، مي گفت و همه ي بشر را منصعق و آشفته مي ساخت، ديگر اين همه پيامبر نمي فرستاد كه با خون دل و خون جسمشان بشر را تربيت كنند. اما او مهربان است و عاشق بندگانش.

عشق در فرهنگ ديني، جزء مفاهيم محكمات است، يعني معني اش همان است كه از ظاهرش بر مي آيد، نماد چيز ديگري نيست، تأويل و تفسيري نمي خواهد، عشق، عشق است. جزء متشابهات نيست. اما همه ي مفاهيم ديني محكمات نيستند، بعضي مفاهيم به تاويل نياز دارند.

به گفته ي عبدالبهاء، يكي از مفاهيمي كه معناي نمادين دارد، شيطان است. شيطان اگر هم وجود داشته باشد، در وجودِ خود انسان است، شيطان نفس امّاره است كه قرآن مي فرماید انسان را به بدي ها امر مي كند. شيطان اصطلاحي است كه به عنوان نماد غفلت انسان از خداوند آورده شده است. اگر قلبمان را يك ليوان فرض كنيم، هر وقت به ياد خداييم ليوانمان پر از آب گوارا است و وقتي ياد خدا نباشيم، ليوانمان خالي است. كتب آسماني براي درك بهتر ما گفته اند، وقتي ياد خدا نباشيم، ليوانمان پر از خالي است (قلبمان پر از شيطان و نفس اماره است). به همين سادگي!

البته به همين سادگي هم نيست. انسان مدام در حال تغيير و تحول است، يا بهتر مي شود يا بدتر. يا به خدا نزديك تر مي شود يا از او دورتر؛ توقفي در كار نيست. اگر از مسيري كه مي رويم منحرف شويم، يا بايد راه جديد را ادامه دهيم و يا برگرديم به مسير اوليه؛ مسير حركت انسان، سرتاسر، پر از تابلو توقف ممنوع است. اين است كه بايد همواره مواظب باشيم كه مسير را گم نكنيم، زيرا همانطور كه خدا فرموده و در "اغماء" هم ديديم، فريب شيطان يا -طبق اصطلاح جديدمان- غفلت از حق و حقيقت، در ابتدا خيلي واضح و تابلو نيست، اما كم كم انسان را از مسير اصلي خارج مي كند.

و خلاصه ي كلام آن كه يكي از فريبهاي شيطان، درگيرِ خرافات شدن و قبول خرافات به عنوان مفاهيم ديني است. اعتقاد به وجود شيطان به صورت موجودي كه از خود اراده دارد و فعاليت هايي انجام مي دهد، با ديدگاه يگانگي خدا انطباق ندارد و بيش از انكه مفهوم ديني داشته باشد، خرافي است. هيچ موجود شروري، حتي اگر خودِ انسان راه را به رويش باز كند، نمي تواند سرنوشت انسان ها را به هم بدوزد و زندگي او را مستقيماً تغيير دهد. فقط خداوند سرنوشت انسان را رقم مي زند، آن هم نه با بدجنسي بلكه بر اساسِ نحوه ي ارتباط انسان با خدا و روش زندگي او.

نظریه
سوال یک ایرانی مسلمان نه یک مسلمان ایران
نوشته شده توسط کاربر \n This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it '>محمد در 1386-10-13 02:10:07
سلام : 
من به دین زرتشت چون دین گذشتگان است احترام خاصی دارم و نگاه من به این دین اسمانی با مسیحیت و یهودیت کاملا فرق داره . 
ولی اعتقاد ما بر این است که این دین در طی سالها تحریف شده و دلایلی هم اقامه می شود.  
شما اول در مورد شیطان در قران سخن گفتید در حالی که ما شیطان را نیرویی مستقل از خدا نمی دانیم و او نیز همچون محمد(ص) و عیسی(ع) و موسی (ع) و زرتشت(ع) و ... بنده و افریده ی خدا است پس این شرک نیست.  
دوم : 
در دین زرتشت هر کدام از خداها مستقل و منبع قدرتی هستند پس در این مورد به شرک می رسیم چون وجود دو منبع قدرت به هر حال باعث ناتوانی یکی در برابر دیگری می شود و این شرک است . 
سوم : 
فیلم اغما منبع و ماخذ دین اسلام نیست همانطوری که اساتید ما در ئانشگاه گفتند این فیلم سراسر اشکال و ایراد بود چون شیطان فقط وسوسه می کند و این بر عهده ی انسان است که آن را بپذیرد یا نه . 
پاسخ يك بهائي ايراني عاشق همه ي اديان به
نوشته شده توسط کاربر \n This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it '>فراز م. در 1386-12-04 00:39:12
 
دوست عزيز 
از توجهتان ممنونم. 
آنچه درباره ي دين زرتشتي گفته ايد كه با گذشت زمان از شكل اصلي و اوليه ي خود خارج شده درست و منطقي است و ازجمله امروزه در كتابهاي اسطوره اي نيزدرباره ي حضرت زرتشت مي خوانيم. با توجه به قدمت اين دين كاملاً منطقي است كه بعضي ازآنچه كه دربارهءآن گفته ونوشته مي شود از حقايق ديانت مقدس حضرت زردشت فاصله گرفته باشد. اين اتفاقي است كه براي همه ي اديان مي افتد و كم كم با گذشت زمان اصل آنها گم مي شود و اصلاً براي همين است كه خداي مهربان اديان مختلفي را در زمانهاي متفاوت مي فرستد والا حقيقت كه يكي است چه لزومي به تجديد اديان هست؟ همه ي پيامبران آمده اند كه بگويند عدالت خوب است محبت خوب است، رفاه بشر خوب است فقط راه حلهايي كه داده اند متفاوت است چون شرايط دوره هاي مختلف متفاوت است. همه ي آنها يك حقيقت را به بشر ارائه نموده اند اما نمي دانم چرا بعضي اشخاص مقامهاي آنها را طبقه بندي مي كنند و مي گويند يكي از ديگري بهتر است.مثلاً براي اين كه اثبات كنند حضرت محمد از طرف حق بوده ، به حضرت زرتشت يا مسيح و موسي تهمت مي زنند،و به راحتي مي گويند اديان زرتشتي، يهودي، مسيحي و ... تحريف شده اند، اما هيچ فكر نمي كنند كه خودشان حقايق اسلامي را تحريف مي كنند. دقيقاً همان كه خودتان اشاره فرموده ايد: در مباركترين ماه اسلامي اوهام و خرافات را به خورد مردم مي دهند و بعد مي گويند فيلم پر از اشكال بود. حالا بنده نه مي خواهم ايرادي به اسلام بگيرم و نه دين زرتشتي را ثابت كنم ــ چنانكه در مقاله نيز عرض كردم ــ با اين مقايسه، فقط مي خواستم حقيقتي را بيان كنم كه همه ي اديان به آن معترفند: آنچه بر خود نمي پسندي بر ديگران هم مپسند. از همه ي خوانندگان محترم تقاضاي انصاف مي كنم؛ با ديگران و معتقدان به اديان و عقايد ديگر همان طور رفتار كنيم كه دوست داريم با خود ما رفتار شود. براي بنده هم عقيده ي اسلامي در مورد شيطان محترم است و هم عقيده ي زرتشتي و معتقدم اگر حضرت محمد در زمان خضرت زرتشت در ايران ظاهر مي شدند همان چيزي را درباره ي شيطان مي فرمودند كه حضرت زرتشت فرمودند و بالعكس اگر حضرت زرتشت در زمان حضرت محمد در عربستان ظاهر مي شدند همان چيزي را مي فرمودند كه حضرت محمد فرمودند. هر دوي اينها از جانب خدا هستند و براي هدايت مردم آنچه خدا دستور فرموده به بشر ارائه كرده اند، معتقدم اگر به هر يك از اين وجودات مقدس توهيني شود به پيامبران ديگر نيز توهين شده است. اگر با توجه به شرايط و مقتضيات زمان درباره ي اديان بينديشيم و اصل يگانگي پيامبران را نيز در نظر داشته باشيم، به هيچ كدام ايراد نمي گيريم چرا كه آنها براي خاطر ما حقايق را آن طور به صورت نمادين بيان كرده اند. (يعني همان توضيحي كه حضرت عبدالبهاء درباره ي مفهوم شيطان داده اندودرمقاله به آن اشاره شده است) 
نوشته شده توسط کاربر \n This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it '>حسین در 1387-03-21 08:26:05
ما مسلمانان هیچگاه نبوت و الهی بودن حضرت زرتشت را انکار نکرده ایم . ولی .....بها ؟ پیامبری ؟ این یکی را دیگر شما از کجا پیدا کرده اید؟ لطف کنید فرقه ضاله و کفر امیز بهاییت را داخل در ادیان الهی نکنید.

نظر بدهيد
لطفا نقد و نظریات خود را صرفا در رابطه با موضوع مقاله بنویسید. متن هایی که در آن به افراد تهمت و یا بی حرمتی شده باشد، و همچنین نوشته هایی که حاوی آدرس سایت شما یا سایت های دیگران باشد فورا از سایت حذف خواهند شد.
کاربر:*
ایمیل:
عنوان نظر:
متن نظر:*

کلمه رمز:*Code
قبل از ارسال این کد را وارد کنید

Powered by AkoComment!

 

اعلانات

*دوستان عزيزجوان، همانگونه كه جوانيم تاكنون متكي به فكر و دست و قلم شماجوانان ارجمندبوده است وتعداد زيادي ازجوانان از آراء ونظريات وآثاريكديگر در اين فضاي دوستانه استفاده كرده اند؛ درادامه ي راه نيز منتظر مقالات، نظرات وبيان افكار ارزشمند شما هستيم. همچنين با رفع مشكلات قسمت خواندني ها و امكان استفاده ازاين قسمت مهم سايت، ازكليه ي كاربران عزيزتقاضا مي شود مطالب خواندني راكه داراي شرايط زير هستند از طريق همان قسمت ارسال مقالات، براي ما ارسال كنند تادرقسمت خواندني ها مورداستفاده قرارگيرد:

الف-خواندني ارسال شده مربوط به زندگي نسل جوان باشد. ب- حتی الامكان به صورت عين نقل قول و حتماً باذكرمنبع آن باشد. ج-ازشرايط عمومي سايت پيروي كند، يعني مطلقاً سياسي نباشد، شامل توهين يا بي احترامي به هيچ فرد ياگروهي نباشد و منطبق برموازين اخلاقي باشد.

مطالب خواندني منتشرشده، علاوه براستفاده ي مستقيم، مي تواند مبنايي براي مقالات يا گفتگوها درسايت باشد.

 

**چهاردهم تيرماه( مطابق بااول ماه رجب) به عنوان روز قلم نامگذاري شده است. باتبريك اين روز، به كليه ي دوستان اهل قلم، اميدواريم كه اين مناسبت ملي باعث توجه بيشتر همه ي مردم به اين عنصر ارزشمند فرهنگ ومعرفت بشري گردد. شايسته است نويسندگان سايت نيزازاين مناسبت مهم درنوشته هايشان بهره والهام گيرند

از سایت گفتمان جوانیم دیدن کنید. گفتمان جوانيم امكاني متفاوت وميداني جديد براي فعاليت هاي جوانان است وهدف آن ايجادفضايي دوستانه وصميمانه است كه درآن، جوانان بتوانندمباحثات مفيدي پيرامون مسائل ومباحث مختلف داشته باشند. ازكليه ي جوانان عزيز دعوت مي كنيم درسايت گفتمان جوانيم ثبت نام نمايند

کیبورد