جامه و جامعه
چاپ ايميل دانلود
مقالات شما
نگارش: سرود

لباس از دير زمان ، حتي از هنگامي كه آدم ابوالبشر پاي به عرصه وجود نهاد مطرح و مهم بوده است . در تمام طول تاريخ يكي از جنبه هاي مهم زندگي نفوس ، از شخصيتهاي برجسته گرفته تا افراد ساده ، انواع البسه و شيوه پوشيدن آنها بوده است . پادشاهان در حضور بزرگان دربارشان البسه فاخر مي پوشيدندو نمايندگان ومأموران آنان در مقابل ديگران جامه هاي زربفت به تن مي كردند و در اين رهگذر ،مثل هميشه تاريخ ، نوع ونحوه تن پوش ، مسئله اي مهم و حياتي بخصوص براي بانوان برجسته و نابرجسته بوده است و اين قضيه آنقدر اهميت داشته كه بعضأ شاهدي از فرهنگ ملل مختلف و شاخصي از فرهيختگي اقوام گوناگون شده است . حتي بعضي از مكاتب عرفاني با شهرت جهاني ، از طرز لباس پوشيدنشان شناسائي شده اند ؛ مثل عرفا كه جامه اي از صوف يعني پشم شتر بر تن مي كرده اند و به مرور به همين نام خوانده شده اند .

 بعضي جامه ها هم مأموريت تاريخي و معروفيت عمومي يافته اند ، مثل پيراهن يوسف كه سبب روشني چشم يعقوب شد . در حال حاضر نيز همچنان جامه سازي و جامه پوشي يكي از مهمترين مسائل زندگي ملل و مردمان جهان است و اين پديده آنچنان در سطوح و زواياي زندگي روزمره آدميان نفوذ كرده كه بيش از هر زمينه و مسئله ديگري اين مطلعان و متخصصان و سرمايه گذاران و طراحان مدهاي مختلف و سالن ها و نمايشگاههاي گوناگون لباس هستند كه كثرت و شهرت جهاني دارند . در جوامع مدرن و متمدن و نيز اخيرأ در ساير جوامع در حال رشد كه در امور ظاهره تابع و پيرو آنان هستند ، مهمترين مسئله هر انساني چه پير چه جوان كه قصد خروج از منزل را دارد ، اين است كه چه لباسي را ، به چه مناسبتي و دليلي بر تن كند و مشكلترين مسئله هر جواني ، چه مؤنث و چه مذكر ، كه ميل مؤانست با دوستان و همسالان خود را دارد ، اين است كه كدام جامه را به چه طرز و ترفندي در بر نمايد تا به بيشترين و بهترين نحو جلب انظار كند و مقبول و مطلوب يار و اغيار واقع شود . به دليل همين توجه و حساسيت فردي و اجتماعي به نوع و رنگ و شكل و شأن لباس است كه يكي از قوي ترين امواج مدرن فرهنگي ، مدگرائي شده است ؛ موجي كه در بطن آن انگيزه هاي سودجويانه نهفته است و هر چند صباحي به شكل و محتوايي در مي آيد و به كمك وسايل ارتباط جمعي پيشرفته و گسترش يافته امروزي ، در آني خاور و باختر را درمي نوردد و هر چه چشم و گوش است به خود مي كشد و هر چه عقل و هوش است مجذوب مي كند و هر چه قلب و روح است مسحور مي نمايد . فشار اين موج مقتدر ، بخصوص روي نسل جوان كوبنده و خردكننده است .

جوان كه از يك طرف با محروميت هاي شغلي و محدوديت هاي مالي مواجه است و از طرف ديگر با اين موج قدرتمند رودررو ، اكثرأ مستأصل و سرگردان مي ماند كه چه كند . اگر از مد و مدگرايي پيروي نكند احتمالأ مقبول همگنان واقع نمي شود و در عرصه فشرده رقابت سهمگين براي جلب و جذب انظار و اقدام ديگران ، كار به جايي نمي برد و اگر تبعيت كند از لحاظ مالي و پولي قدرت همراهي با سرعت سرسام آور تغير و تبديل مظاهر مدگرايي را ندارد و همين جا است كه اكثرأ در مي ماند و بعضأ با والدين گرفتار خود از سويي و مأموران پرفشار دولت از سويي ديگر ، درگير مي شود . در اينجا طرح اين سؤال ضروري است كه آيا مقصد و هدف از تن پوشي فقط همگامي و همنوايي با اين موج مهيمن و مدرن  فرهنگي و اين جريان جوشان و خروشان ماده گرايانه و سود جويانه است ؟ آيا بايد به هر آنچه نمايندگان مدگرايي مي گويند صحه نهيم وبه هر آنچه سخن گويان مدسازي تبليغ مي نمايند تسليم شويم ؟

 به راستي هدف و مقصد از لباس پرداختن و لباس پوشيدن چه بوده و هست ؟ در گذشته هاي نه چندان دور يك انسان عادي شهري يا روستايي مقصدش از پوشيدن لباس در درجه اول حفاظت اعضا و جوارح پيكرش بوده است از سرما و گرما و باد و بوران و نيش جانوران و در درجه دوم پوشانيدن عورت خودبوده است ازچشم ديگران ودردرجه سوم نمودن جلوه اي معقول ومقبول در انظار مردمان  يعني حفاظت بدني و شرافت اخلاقي و زيبايي ظاهري سه هدف هميشگي از پردازش و پوشش لباس بوده است اما آيا نسلهاي امروزي هم اينچنين مي انديشند؟ آيا ميتوان آنگونه كه مدگرايان مدرن مي گويند فقط سلامتي و جلوه گري را علل اصلي تن پوشي در نظر گرفت؟ آيا امروزه چيز ديگري سواي اين دو قابل تصور نيست ؟ چرا هست ، علاوه بر موازين عفت و عصمت موضوع مهم ديگري كه در عرصه جامه دوزي و تن پوشي مطرح است شخصيت فردي و مقام و منزلت انساني و حيثيت اجتماعي است . وقتي دو انسان با يكديگر مواجه مي شوند قبل از هر نوع ارتباط ديگري ، اين مشاهده و رويت است كه رخ مي دهد در اثناي اين مشاهده آنچه از هر چيزي پر جلوه تر است نوع لباس و طرز پوشش آن است زيرا تمامي هيكل انساني حتي سر و صورت در قالب آن و بوسيله آن ارائه و احساس مي گردد ؛ بنابر اين عملأ اين لباس است كه اولين معرفه و مشخصه يك انسان قرار مي گيرد و بالطبع اولين دريچه يا پنجره شناسايي او واقع مي شود و چون آدميان ذاتأ مايلند هر چه زودتر راجع به يكديگر قضاوت كنند و در مورد همديگر حكم صادر نمايند ، اين نوع و طرز لباس است كه در اين مقوله حرف اول را مي زند و يا لااقل مرحله اول را شكل مي دهد و چنين است كه لباس به سهولت ملاك شخصيت قرار مي گيرد و جامه به فوريت معيار موقعيت تلقي مي شود و اين واقعيتي است كه افراد فطن و زيرك به خوبي مي دانند چگونه در جهات مثبت و منفي از آن بهره برداري كنند .

با توجه به مطالب فوق اكنون جاي دارد لختي درنگ كنيم و قدري در شرايط و احوال حاكم بر جامه سازي و جامه پوشي تأمل نماييم . گفتيم همواره يكي از مقاصد البسه ، جلوه گري و زيبايي نمايي بوده است ، اين درست و مقبول و مطلوب اما يك فرد جوان و حتي مسن براي چه مي خواهد جلوه گري كند ؟ چرا مايل است مورد توجه و تحسين ديگران واقع شود ؟ آيا يك ميل ذاتي حاكم بر اين رفتار انساني است ؟ هدف نهايي از اين جلب توجه و جذب تقدير ديگران چيست ؟ آيا اين نيست كه آنان را به سوي خود بكشاند و به خود نزديك كند؟ اگر چنين باشد ناگزير سؤالهاي مهم ديگري هم مطرح مي شود . از جمله اينكه ماهيت اين جلوه گري چيست ؟ و حد و مرز اين خودنمايي تا كجاست ؟ آيا عاقلانه است كه اهداف چهارگانه لباس پوشيدن فداي يكديگر شوند؟ مثلأ آيا درست است كه سلامتي جسمي و اخلاقي قرباني جلوه گري شوند؟

شايد بتوان گفت كه جلوه گري و جمال نمايي به قصد جذب انظار و جلب اقدام ديگران ، دو حالت دارد . حالت اول ظاهري و خودخواهانه است ؛ يعني اينكه من ديگري را به سوي خود بكشانم تا در نهايت اميال نفساني و غرائز شهواني خود را ارضا نمايم و حالت دوم معنوي و دگرخواهانه است ؛ يعني اينكه من ديگري را به سوي خود جذب كنم تا او را از طريق فضائل و كمالات حاكم بر حياتم متوجه حقيقتي برتر و جمالي عاليتر نمايم ؛ حقيقت و جمالي كه ميسر است فقط در حيات و حركت انساني ظاهر شود . در حالت اول من فقط يك مصرف كننده توجهات ديگران هستم اما در حالت دوم من يك هدايت بخشنده و دلالت كننده توجهات ديگران مي باشم . خط اول به خودم ختم مي شود اما خط دوم از طريق من و بوسيله من به پديده اي ديگر منتهي مي گردد . در وضعيت اول جلوه گري من خودخواهانه و در وضعيت دوم مسؤلانه و دگرخواهانه است . نتيجه اينكه طرح لباس و طرز پوشش آن مي تواند توأم با احساس مسؤليت نسبت به جامعه باشد يا نباشد .

واقعيت اين است كه من جزيي از جامعه هستم و طبيعتأ با ديگران در ارتباط مي باشم و در اين ارتباط نوع لباسم و طرز پوشيدن آن اوليه ترين و بيشترين  تأثير را در قلوب و اذهان ديگران دارد و اصلأ يكي از اهداف من در اين مسير ، توسعه و تعميق هر چه بيشتر اين تأثير بوده است . حال اين سؤال مطرح است كه آيا مي توانم نسبت به ماهيت اين تأثير بي تفاوت باشم ؟  اگر نميتوانم پس در زمينه لباس پوشيدن احساس مسؤليت اجتماعي مي كنم . اما اين مسؤليت چه چيزي را به من حكم مي كند ؟ آيا نمي گويد كه وضعيت لباسم بايد عواطف و احساسات ديگران را تعالي بخشد ؟آيا متذكر نمي دارد كه جلوه گري جامه ام بايد روابطم را با ديگران استحكام و ارتقا بدهد ؟ بديهي است اگر نسبت به جامعه ام احساس مسؤليت مي كنم پاسخم به اين پرسشها مثبت خواهد بود؛ يعني من لباس مي پوشم كه علاوه بر تن و بدنم ، شرافت اخلاقي و شخصيت انساني ام را نيز محافظت كندو مسؤليت اجتماعي ام را هم محقق سازد؛ يعني به جاي اينكه ملعبه و بازيچه ديگران قرار گيرد و نگرش آنان را نسبت به من تنزل دهد ، متذكر و هادي ديگران شود و ديد آنان را نسبت به خودم ارتقاء بخشد؛ يعني اينكه جامه ام دريچه اي براي جريان خصائص خجسته جانم قرار گيرد و لباسم وسيله اي براي فيضان فضائل برجسته روحم مقرر شود؛ يعني اينكه من با تنپوشم از فضائل انساني سخن گويم و با جامه ام از شگفتيهاي روحاني و شاهكارهاي هنري حرف بزنم؛ يعني قبل از اينكه زبانم مكنونات ذهني و قلبي ام را براي ديگران افشا نمايد ، لباسم به سخن  آيد و از شرافت اخلاقي و شخصيت انساني ام براي آنان حكايت كند؛ يعني لباسم نه اينكه عاملي باشد جهت جلب انظار شهوت آلود ديگران به سمت اعضا و اجزاي بدنم بلكه وسيله اي باشد براي جذب اذهان و قلوب آنان به سوي حقيقتي برتر و جمالي عالي تر كه مي تواند در حيات و حركت من هم جاري باشد .

نظریه
نوشته شده توسط کاربر میهمان در 1384-06-14 18:27:37
واقعا مبدأ تاریخ را آدم أبوالبشر می دانید؟آدم ابوالبشر که لباسی به تن نداشت . آن یک برگ انجیر را شما لباس به حساب آورده اید ؛ در حالی که الآن بیشتر از آن را لباسی برای جلب أنظار شهوت آلود شمرده اید . همیشة تاریخ چه زمانی است؟ زبان نوشته شلختگی دارد . می توان ساده ، رسا ، و زیبا نوشت

نظر بدهيد
لطفا نقد و نظریات خود را صرفا در رابطه با موضوع مقاله بنویسید. متن هایی که در آن به افراد تهمت و یا بی حرمتی شده باشد، و همچنین نوشته هایی که حاوی آدرس سایت شما یا سایت های دیگران باشد فورا از سایت حذف خواهند شد.
کاربر:*
ایمیل:
عنوان نظر:
متن نظر:*

کلمه رمز:*Code
قبل از ارسال این کد را وارد کنید

Powered by AkoComment!

 

اعلانات

1-دوستان عزيز مي توانندعكس هايي را كه مناسب اين سايت تشخيص مي دهند، ازطريق ايميل زيربراي ما ارسال نمايند.عكس ها توسط خودشما تهيه شده باشد:

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

2-ازجوانان عزيزدعوت مي كنيم درسايت بلاگ هاي جوانيم ، بلاگ خودراتأسيس كنند ومطالب مفيدمورد علاقه ي خودرابيان كرده ودردسترس ديگران قراردهندواز نظرات ابراز شده بوسيله ي ديگران بهره مندگردند. بلاگ هاي جوانيم،محيطي اختصاصي براي ابراز صميمانه ي افكار ونظريات شما

 3-مقالات وخواندني هاي مناسب رااز طريق «ارسال نوشته هاي شما» براي ما ارسال نماييدتا در قسمت هاي مختلف سايت منتشر ومورداستفاده ي سايردوستان جوان قرارگيرد.ازارسال مطالب قبلي نهايت تشكرراداريم 

4-سایت گفتمان جوانیم دیدن کنید. گفتمان جوانيم امكاني متفاوت وميداني جديد براي فعاليت هاي جوانان است وهدف آن ايجادفضايي دوستانه وصميمانه است كه درآن، جوانان بتوانندمباحثات مفيدي پيرامون مسائل ومباحث مختلف داشته باشند. ازكليه ي جوانان عزيز دعوت مي كنيم درسايت گفتمان جوانيم ثبت نام نمايند

 

کیبورد