نقدي بر آموزش و پرورش در ايران
چاپ ايميل دانلود
مقالات شما
نگارش: م- هرمز

اكنون بيش از يك قرن است كه جوامع غربي با اتكا به نظام آموزش و پرورش دنياي مدرن سرگرم تربيت " متخصصيند" و دستور كارشان هم نسبتأ سر راست است . چند سالي آموزش عمومي ، سواد آموزي ، آموزش شيوه علمي نگريستن به دنيا ، اعزاز علم و دموكراسي به عنوان ستونهاي دنياي مدرن و انتقال حس احترام نسبت به سرزمين آباء و اجدادي ، چند سالي هم آموزش تخصصي فنون ، علوم وهنرها . چند سال اول به طور خاص در خدمت پرورش سياسي است و براي تحقق حس همبستگي و جامعه پذيري و چند سال دوم به طور خاص در خدمت نهاد اقتصاد است و براي تداوم چرخه توليد و آفرينش اقتصادي ، فرهنگي .اين فرايندها حاصل تغذيه دائم اجتماع توسط نيرو هاي متخصص و توانمندي است كه نظام آموزش و پرورش به جامعه تزريق مي كند.

اما متفكرين غرب از وبر تا ايليچ از آنچه نظام آموزشي غرب موفق به انجام آن شد با اندوه و انزجار ياد مي كنند . وبر سيستم آموزش و پرورش را نهايتأ در  مقام  نظامي بوروكراتيك كه سرگرم تربيت بوروكرات ها يا به عبارت ديگر ، سرگرم پرورش زنداني هاي آينده قفس عقلانيت است مي بيند و ايليچ تأكيد مي كند كه سيستم قبلي جز تربيت انساني كه ارزشهاي نظام موجود را پاس مي نهد و نابرابري هاي آن را باز مي آفريند كاري نمي كند . هر دوي اين بزرگان افسوس ميخورند كه شاهد نظامي هستند كه در نهايت انسانهايي را براي "گنجاندن" در نقشها و موقعيت هاي موجود پرورش مي دهد به جاي آنكه به آنها فرصت دهد كه خود نقش خود و شخصيت خود را بيافرينند و قواي مكنونه در وجود خويش را پرورش دهند .

در مقايسه با نظام آموزش و پرورش غربي ، نظام آموزش و پرورش ما نظامي است آكنده از ابهامات و تناقضات . چند ساله نخست به انتقال ارزشهايي مي پردازد كه آكنده از تناقض است : احترام به علم و انكار آن ، ترويج وحدت و همبستگي ملي حين زير پا گذاشتن آن ، تبليغ محبت و انسانيت همگام با ترويج نفرت و خشم ، مناقب دوستي و صلح طلبي همراه با آموزشهاي دفاعي و شعار هايي كه دائمأ مضمون مرگ و بيزاري و نابودي را القا مي نمايد . اين دوگانگي ها همزمان حاصل  ابهامات اخلاقي ، اجتماعي حاكم بر جامعه است كه خود ناشي از دوران گذار از ساختار سنتي به سمت ساختاري مدرن ومترقي مي باشد. چند ساله دوم به تربيت متخصصيني تخصيص يافته كه عمومأ از جذب شدن به بازار كار در زمينه تخصص خود باز مي مانند و از سابقه آموزشي خود به عنوان ابزاري براي كسب منزلت اجتماعي استفاده نمي برند . مهندسي كه در نانوايي كار مي كند ، فلسفه داني كه در يكي از سازمانهاي دولتي به باغباني مشغول است ، انواع و اقسام كارشناسان ( ليسانس) ادبي ، علوم اجتماعي ، تغذيه ، روانشناسي و … كه به مسافر كشي ، دفتر داري ، تحصيل داري و كاسبي و صدها شغل ديگر كه احتياج به چنين تحصيلاتي ندارد مشغولند نمونه هايي از اين واقعيت هستند . در واقع در مقايسه با جوامع غربي ، نظام آموزش و پرورش ما در امر باز آفريني فرهنگي ، جامعه پذيري ،گزينش و تخصيص ، همه و همه ناتوان است . شايد از نظر وبر و ايليچ اين فرصتي است مغتنم كه نصيب ما شده است چون ما سيستمي داريم كه اگربخواهيم جان كلام را بگوييم كار نمي كندو كنار گذاشتن آنچه كار نمي كند معمولأ آسان تر از كنار گذاشتن چيزي است كه كار مي كند و خوب هم كار مي كند هر چند كه كار خوبي نمي كند . اما براي جايگزين كردن اين كشتي به گل نشسته با نظامي كارآمد نخست ،بايد تكليفمان را با خود روشن كنيم . چه ارزشهايي را مي پرستيم ؟ انسانيت ، دموكراسي ، عقل و خرد ؟ يا سنت ، استبداد ، خرافات؟ مي خواهيم كودكانمان چگونه پرورش يابند؟ خلاق ، آزادمنش ، شجاع ؟ و يا متحجر ، مقلد و مطيع ؟ آنگاه كه تناقضات حاكم بر ارزشهاي خود را به حداقل رسانديم زمان آن است كه به طرح آموزشي نويي همت گماريم . نظامي كه دموكراتيك باشد چون مي خواهد دموكراسي را ترويج كند ، خلاق باشد چون مي خواهد خلاقيت را بياموزد ، علمي باشد  چون علم را ارج مي نهد ، پويا باشد چون به فرداهاي زيبا تر ايمان دارد . در واقع ارزشهاي حاكم بر اين سيستم جلوه همه ارزشهايي خواهد بود كه ما از براي دنيا اراده كرده ايم . اما واقعأ چگونه مي توان نظامي دموكراتيك ، خلاق ، علمي و پويا ساخت ؟ شايد رعايت چند اصل زير ما را در اين راستا كمك كند :

1-  بگذاريم كودكانمان در تعين آنچه مي خواهند بياموزند صاحب نقش باشند.

2- اجازه دهيم تنوع فرهنگهاي مختلف جامعه ما در نظام آموزشيمان انعكاس يابد .

3-  "حقيقت جويي " را ترويج كنيم نه " حقيقت " را .

4- مدرسه را بستر انتقال ارزشهاي والاي انساني كنيم نه جايي براي پايمال شدن آنها .  ارزشهايي چون نوع دوستي ، تعاون وتعاضد ، همدلي و همدردي ، احترام به قانون و قانون مند بودن ، تفهيم ارزش علم و معرفت و كسب دانش به جاي مدرك طلبي و مدرك جويي .

5- وظيفه انتقال فرهنگ را به شايسته ترين ها بسپاريم نه به كساني كه از ناچاري سر از تربيت معلم در آورده اند يا بنا به سهميه فلان گروه و توصيه بهمان مدير و رئيس بايد به كار آموزش پردازند .

جدأ ايمان دارم اگر اينگونه كودكانمان را تربيت كنيم در فاصله يك نسل جامعه اي بسيار توانمند خواهيم داشت . آموزش و پرورش ، تعليم رياضي ، فيزيك و شيمي و كامپيوتر  نيست . تربيت انساني است كه خالق همه اينهاست و جامعه اي كه بستر ظهور اين انسان است .

نظریه

نظر بدهيد
لطفا نقد و نظریات خود را صرفا در رابطه با موضوع مقاله بنویسید. متن هایی که در آن به افراد تهمت و یا بی حرمتی شده باشد، و همچنین نوشته هایی که حاوی آدرس سایت شما یا سایت های دیگران باشد فورا از سایت حذف خواهند شد.
کاربر:*
ایمیل:
عنوان نظر:
متن نظر:*

کلمه رمز:*Code
قبل از ارسال این کد را وارد کنید

Powered by AkoComment!

 

اعلانات

1-دوستان عزيز مي توانندعكس هايي را كه مناسب اين سايت تشخيص مي دهند، ازطريق ايميل زيربراي ما ارسال نمايند.عكس ها توسط خودشما تهيه شده باشد:

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

2-ازجوانان عزيزدعوت مي كنيم درسايت بلاگ هاي جوانيم ، بلاگ خودراتأسيس كنند ومطالب مفيدمورد علاقه ي خودرابيان كرده ودردسترس ديگران قراردهندواز نظرات ابراز شده بوسيله ي ديگران بهره مندگردند. بلاگ هاي جوانيم،محيطي اختصاصي براي ابراز صميمانه ي افكار ونظريات شما

 3-مقالات وخواندني هاي مناسب رااز طريق «ارسال نوشته هاي شما» براي ما ارسال نماييدتا در قسمت هاي مختلف سايت منتشر ومورداستفاده ي سايردوستان جوان قرارگيرد.ازارسال مطالب قبلي نهايت تشكرراداريم 

4-سایت گفتمان جوانیم دیدن کنید. گفتمان جوانيم امكاني متفاوت وميداني جديد براي فعاليت هاي جوانان است وهدف آن ايجادفضايي دوستانه وصميمانه است كه درآن، جوانان بتوانندمباحثات مفيدي پيرامون مسائل ومباحث مختلف داشته باشند. ازكليه ي جوانان عزيز دعوت مي كنيم درسايت گفتمان جوانيم ثبت نام نمايند

 

کیبورد