|
خورشيد رحمت بتاب و كوه يخ جهالت را آب كن و با آب كردن آن، چشمه ها را روان كن تا گياهان، جان تازه گرفته و از نو روئيدن را آغاز كنند. بتاب تا از گرماي تو تمام جهان ،كون و مكان گرم شوند و حيات جديد يابند . سرماي جدايي را براي هميشه از بين ببر تا تمام اهل عالم به دور هم جمع شوند و نداي صلح سر دهند . آنها را بقدري گرم كن تا دست در دست هم گذاشته و تمام سردي ها را بدست فراموشي بسپارند، سردي كه باعث نابودي بشر است . بتاب و تمام دنيا را روشن كن تا در همه ی راهها روشنی باشد و مردم عالم با دانايي و بدون تعصب، اوهام و خرافات راه خود را انتخاب كنند .
خورشيد حقيقت بتاب، بر تمام درياها و اقيانوسها بتاب و با تابش خود آن موجهاي گِل آلود و خروشان كه با شدت تمام خود را بر ساحل زندگي مي زنند تا آن را از ميان بردارند، آرام كن تا پي به حقيقت زيستن پي برند و زندگي وحدت بخش را در سايه صلح آغاز كنند. خورشيد رحمت بتاب و اين طوفان سهمگين گمراهي و جهالت را آرام كن . خورشيد حقيقت، بر زيرزمين ها محل خفاي خفاشهاي خون آشام كه در ظلمت زيست مي كنند، بتاب و چنان درخششي از خود بروز ده كه چشمهاي آنها را براي هميشه كور كني و دست آنها از به دام انداختن و سر كشيدن خون مظلومان كوتاه كني . خورشيد رحمت بتاب بر قلبها و فكرها، هم گرم كن وجود را و هم روشن كن قلبها و فكرها را . خورشيد حقيقت بتاب. تو تنها علاج اين عالم كون و مكاني، داروي تو درمان تمام پليديها، بدبختي ها و نابودي بشر است . بتاب و با تابشت درياق اعظم و اكسير امم را به بشر هديه ده . اي بشر خورشيد رحمت تابان است دور هم جمع شويد تا از گرما و روشني آن لذت ببريد ، اين منزل بزرگي كه همه بشر در آن ساكنيم بنام كره ارض، بايد تمام اعضاي خانواده اش از اين روشني و گرما بهره مند شوند . بياييد دستهايمان را در دست يكديگر بگذاريم و سرهايمان را نزديك به يكديگر تا مثل هم فكر كنيم تا همه از اين خورشيد دانايي لذت بريم . او مي گويد: من جهان را در بي رنجي مي خواهم ، بي دردي مي خواهم و آن فقط دارويش در دست پزشك دانا و منجي عالم بشريت است . او مي گويد: در زير اين گنبد مينا جمع شويد و اعلان صلح و آشتي به دنيا كنيد ، او مي گويد شما ها همگي يك زبان و خط را بدانيد تا در زيز اين سقف برايتان زندگي آسانتر باشد و حرفهاي يكديگر را بهتر درك كنيد . او مي گويد : همه انسان هستيم و از يك حقوق برخوردار ، او مي گويد همه ما كه در اين منزل زندگي مي كنيم بايد از تمام امكانات اين منزل بزرگ استفاده كنيم . او مي گويد: تعصب جاهلي بايد به دور ريخته شود و جاي خودش را به تحقيق و آموختن بدهد . چرا كه مي توانيم در باره همه چيز تحقيق كنيم . او مي گويد: آنچه را بدست آوردي به ديگران هم هديه كن ، اين گوهر ثمين مال تو تنها نيست . او مي گويد : فرزندان اين خانواده كه در زير اين سقف به نام آسمان هستند فرزندان تو محسوب مي شوند . عشق خود را از آنها دريغ مدار. او مي گويد: خوشبختي را با تمام اعضاي خانواده ات تقسيم كن . او مي گويد: در هر حال اگر دستي براي گرفتن كمك به تو دراز شد آن را رد مكن. او مي گويد: دنيا احتياج به روح القدس دارد و واقعاً همينطور است . آيا مي شود در آئينه اي كه تمام سطح آن را زنگار و خاك گرفته نور خورشيد را در آن منعكس نمود؟ ابداً ! حالا چطور اين آئينه را كه بايد خورشيد حقيقت را منعكس كند پاك كنيم تا صاف و صيقلي شود؟ فقط با دعا و مناجات اين كار را مي توان انجام داد. از شما سئوال مي كنم آيا مي شود در زير يك سقف به نام آسمان و يك منزل به نام كره ارض و سر يك سفره به نام نعمت ، زندگي كرد و فقط عده اي از اين خوان استفاده كنند؟ آيا مي شود اين داروئي كه او براي همه اعضاي اين كره ارض فرستاده فقط تعدادي استفاده كنند و درمان شوند و بقيه محروم مانند ؟ Powered by AkoComment! |