|
نگارش: خوشه ی پروین
|
|
۲۴ مرداد ۱۳۸۶ |
|
خودکشی واژه ای است با دو معنی متفاوت ؛ یکی به مفهوم مهار تمایلات نفسانی و تسلط برآن ، بیگانه شدن از خود و به یگانه پیوستن ، از میان برداشتن « من » و به « ما » تبدیل شدن اشاره دارد که در اینصورت ممدوح و مقبول است ، و دیگری به این معنی است که فرد به زندگی جسمانی خود قبل از موعد مقرر پایان بخشد ، که این امری پسندیده نمی باشد.
براستی چرا انسانی که فطرتاً نیکو آفریده شده ، با وجودیکه همۀ آنچه که برای رشد و پرورش او دراین عالم خاکی و نهایتاً جهت سفر ابدی اش مهیا شده، به یکباره زمام اختیار را از کف داده و اقدام به خودکشی می نماید؟ آیا خودکشی تنها راه حل ممکن برای مسئله است و یا به نوعی فرار از آن ؟! کسی که خودکشی می کند ، به عبارتی زندگی این عالم را پوچ و بی هدف و مرگ را پایان زندگی و رهایی از هر درد و غم می داند و دیگر هیچ . درحالیکه زندگی حقیقی ، حیات روح است و مرگ تولدی دوباره که لازمه اش زیستن برای مدتی معین دراین عالم و کسب آمادگی برای ورود به جهان دیگر است . همانند کودکی که برای تولد به این دنیا ، نیازمند زندگی جنینی ، تکمیل اعضا ء و سایر قوا می باشد. با این تفاوت که جنین از عالم پس از رحم بی خبر است و ندانسته رو به تکامل می رود . اما انسان کامل از بقای روح و ترقی آن در عالم دیگر و هرآنچه که لازمه این تکامل می باشد ، مطلع است . بنابراین خودکشی تولدی پیش از موعد است که طبعاً ناکام می ماند . آیا رواست انسان که عالم اکبر است ، همچون موجودی ناتوان مغلوب مشکلات ، ناملایمات و شکستهای زندگی شده و یا برعکس باید بر سختیها فائق آمد و هر شکستی را تجربه و مقدمه پیروزی دانست ، و با هربار به زمین خوردن دوباره به پا خاست. اصولاً دنیا محل مبارزه با مشکلات است . آیا در عین وجود تألمات و ناملایمات زندگی ، پشتیبانی قوی چون پروردگار عالمیان وجود ندارد تا به ریسمانش چنگ زده ، از او یاری طلبیده و به او توکل نمود؟ پس دیگر چه جای نومیدی و یأس . خدایی که طبیب هر بیمار است وغمخوار هر مبتلا. پناه یتیمان است ومجیر بیچار گان و بی نهایت مهربان . آیا غم وغصۀ این جهان ناشی از دلبستگی به مظاهر فریبندۀ آن نیست؟ همان مظاهری که فانی و ناپایدار است والبته معلوم است آنچه را که فنا اخذ نماید و تغییر پذیرد، لایق اعتنا نبوده و نیست ، مگر به قدر معلوم. پس دیگر چه جای غم . اگر به خویشتن خود رجوع نموده و به زبان ساده قدری روحانی شده و باور کنیم که هرآنچه اتفاق می افتد ، در جهت رشد و تکامل ماست ، دراین صورت غم به سرور ، یأس به امید ، ذلت به عزت ، سرگردانی به هدفمندی ، سکون به تحرک و ظلمت به نور تبدیل خواهد شد. آری زندگی زیباست ، اگر بدان خوب نگری . Powered by AkoComment! |