فرمولي سحرآميزباصددرصدتضمين
چاپ ايميل دانلود
نگارش: نارون
۲۵ آذر ۱۳۸۶

"6 ماه پيش ماشين لباسشوئي مدل جديدي خريدم و ناچار شدم سرويس لوله كشي جديدي درسرويس بهداشتي پياده كنم. پس كف آشپزخانه را عوض كردم و مجبور شدم ديوار خانه را هم رنگ كنم. سپس در يافتم كه سرويس بهداشتي، زيباتر از خود آشپزخانه شده براي بر طرف كردن اين تضاد، آشپزخانه را هم تميز كردم؛ اما بعد دريافتم سالن هم قديمي است؛ بنابراين سالن را هم بازسازي كردم و از اتاق نشيمن زيباتر و دلپذير تر شد. براي همين اتاق نشيمن را هم بازسازي كردم. در اندك زماني جريان بازسازي، به كل خانه سرايت كرد" (1)

اين يك مثال ساده است از تأثيريك تحول مثبت كوچك و نحوه سرايت آن به ساير جوانب زندگي.

وقتي خوب نگاه كنيم؛ مي بينيم اين مثال در مورد رشد روحاني ما نيز صدق مي كند.  

نمي دانم تا بحال چقدر در مورد ارتبا ط فضيلت ها فكر كرده ايم(فضيلت=برتري، صفت خوب. جمع آن فضائل است) . شايد  هم هر وقت خواسته ايم در مورد آنها تفكر كنيم ؛ كوهي از فضائل در نظرمان مجسم شده است و با خود گفته ايم : " اين همه فضيلت !!! اصلاً مگر كسي مي تواند اينقدر خوب باشد؟!  تازه آنهم در اين اجتماعي كه اگر بخواهي خوب باشي به هيچ جا نمي رسي. اينها همه اش حرف و شعار است. حداقل ، من يكي اگرهمه عمرم هم تلاش كنم نمي توانم اين همه فضيلت را كسب كنم ... صداقت، امانت ، محبت، سخاوت و ...  "

بياييد با هم يك فرمول ساده اما  مؤثر را مرور كنيم . اين فرمول كه بنحوي معجزه آسا ما را از خطا دور مي سازد، از بيانات الهي بدست آمده  و حداقل مي توانم بگويم  امتحانش ضرري ندارد :

" فقط يك فضيلت  صدق و راستي را كامل دارا باش ، آنوقت بقيه نيكي ها بتو هديه خواهد شد"

 شايد در ابتدا اين فرمول، كمي عجيب بنظر آيد؛ اما بياييد قسمتهايي از بيانات الهي را با هم زيارت كنيم  و نهايتا در مورد صحت اين فرمول، خودمان قضاوت نمائيم:

  حضرت عبدالبهاء مي فرمايند: " صدق و راستي اساس جميع فضائل عالم انساني است" (2)

" در جهان نوري روشن تر از صدق و راستي نه. حيثيت انساني را اين موهبت چنان تزئين نمايد كه جميع خطاياي انساني را مستور نمايد. " (3)

 خيلي جالب است. مي فرمايند صدق، سبب مي گردد كه همه خطاهاي انسان پوشيده ماند. اما چگونه؟

حضرت عبدالبهاء اشاره مي فرمايند كه: " صدق بهترين صفتي است از صفات. ...  شخص صادق، محفوظ از جميع آفات و متنفر از جميع سيئات و مصون از كل خطيئات زيرا اخلاق و اعمال مذمومه، ضد صدق است و شخص صادق از جميع آنها گريزان.. " (4) ؛ "چون اين صفت مقدس در نفسي رسوخ نمايد، ساير صفات و كمالات قدسيه بالطبع حاصل شود و فرد كامل گردد." (5)

حكايت زيبائي از جوامع الحكايات ، ما را با  معجزهء صدق و تاثير آن در ايجاد تحول مثبت در رفتار بيشتر آشنا مي سازد:

"آورده اند كه يكي از نو عهدان اسلام، به نزد اميرالمومنين (ع) آمد و گفت: يا اميرالمومنين، در اسلام مناهي بسيار است و مرا اجتناب از همه آنها ميسر نمي شود. يك خصلت از خصايل ذميمهء مرا اختيار كن تا از آن دور باشم. امير المومنين فرمود كه از دورغ گفتن اجتناب نماي. مرد ، از خدمت او بازگشت . در راهگذار ، او را نظر بر خانه خمار افتاد و طبيعت او به نوشيدن خمر ميل كرد. خواست كه آن را ارتكاب نمايد، انديشيد كه اگراميرالمومنين بپرسد كه خمر خورده اي ؟ اگر اقرار كنم ، حد، زنَد و اگر گويم نه ، دروغ گفته باشم. پس از سر آن كار در گذشت... و همچنين بر سر هر گناه كه مي رسيد از بيم آنكه نبايد كه به سبب آن دروغ گويد، از ارتكاب آن ، سر باز مي زد. پس به خدمت اميرالمومنين رسيد و گفت : يا اميرالمومنين طريق جميع گناهان را بر من بسته گردانيدي و مرا معلوم شد كه سرچشمه همه بديها دروغ گفتن است."(6)                                                                  

بنابراين باورداريم كه " النجاه في الصدق" ( نجات در راستي و درستي است ) و مي دانيم كه تمام فضائل مانند زنجيره اي منسجم به يكديگر متصلند؛ چون اساسي ترين صفت يعني " صدق " را بدست آورديم؛ زمينه اكتساب ساير صفات را نيز فراهم ساخته ايم.

اكنون مي توانيم يكبار ديگر فرمول :  " فقط يك فضيلت  صدق و راستي را كامل دارا باش ، آنوقت بقيه نيكي ها بتو هديه خواهد شد"  را مرور نموده؛ در مورد آن، بيشتر تفكركنيم. شايد هم بخواهيم آن را با ديگران درميان گذاريم  و در ترويج اين باور كه : " هريك از ما مي تواند نغمه اي از نغمات دلنشين ساز حقيقت باشد" ؛ بيش از پيش، تلاش كنيم.

منابع و مآخذ :

 1)دومين مكتوب، ص 31

2) ظهور عدل الهي، ص 55

3) امر وخلق ج 3، ص 150

4) منتخباتي از مكاتيب ج 2 ، ص 106

5) ظهور عدل الهي ص 55

6) با اندكي تغيير و تلخيص از جوامع الحكايات ص 289

نظریه
نوشته شده توسط کاربر IRANDOOST در 1386-05-03 16:27:20
دوستان عزيز نظرتان در مورد دروغ مصلحتي چيست ؟ آيا دروغ با دروغ فزق مي كند ؟ نظرات خود را بنويسيد
نوشته شده توسط کاربر قطره در 1386-05-04 04:23:48
سوال بجايي را مطرح نموده اي ،بنظر من ،دروغ ،دروغ است چه مصلحتي چه غير آن .بنابرين ناپسند است و گناه چرا كه تعريف دروغ واضح است (هر كلامي كه خلاف واقع و حقيقت باشد)بنابراين اين خود انسان است كه براي خودش قانون مصلحتي بودن را وضع نموده است تا در مواقعي كه دروغ مي گويد وجدان خود را آسوده نمايد . به اميد آنكه همگي جز در طريق راستي و حقيقت در راه ديگري گام بر نداريم .
صداقت از حرف تا عمل
نوشته شده توسط کاربر roushan در 1386-05-11 16:30:12
شما مبلغ مالياتي را به اداره دارائي واقعي ميگوئيد ؟
نوشته شده توسط کاربر شکیبا در 1386-05-15 03:24:05
به نظر من معنی مصلحت خیلی مهم است. مصلحت من، مصلحت یک نفر دیگر، یا مصلحت کل جامعه؟ اگر ما در تشخیص مصلحت منصفانه عمل کنیم به نظر من دروغ مصلحت آمیز اشکالی ندارد، مشکل آنجا به وجود می آید که معنای مصلحت را منافع شخصی خود بگیریم. کسی که به ادارهء دارایی دروغ می گوید به فکر مملکت نیست، به فکر خودش است. حکایت سعدی در گلستان که در طی آن می گوید دروغ مصلحت آمیز به که راست فتنه انگیز در مورد دروغی است که موجب نجات انسانی می شود، نه برای حفظ منافع مالی خود شخص. اما این موارد حیاتی به نظر من چنان نادر است که بحث دربارهء آن لزومی ندارد. بیشتر ما برای حفظ منافع شخصی خود دروغ می گوییم و این است که باید یاد بگیریم از آن پرهیز کنیم و این هم ممکن نیست جز با تغییر بینش ما دربارهء جایگاه خودمان در جهان، یعنی من فکر نکنم که محور دنیا هستم و همه چیز باید بر وفق مراد من باشد، این هم ممکن نیست جز با باور اینکه که خدا ما را نه برای خودمان، بلکه برای عالم آفریده است. چنانکه حضرت بهاءالله می فرمایند: "ما خلقتم لانفسکم بل للعالم."
صداقت فضیلتی مطلق
نوشته شده توسط کاربر هدهد در 1386-05-18 16:14:41
صداقت فضیلتی مطلق است. مطابق تعالیم بهایی انسان موظف است که در جمیع شئون ، صادق و راستگو باشد چه وقتی مصلحت فرد در میان باشد و چه مصلحت یک جامعه. این امر یعنی صداقت به قدری اهمیت دارد که ما نمی توانیم حتی به جهت نجات جان فردی دروغ گوییم. حضرت ولی امرالله در این باره چنین می فرمایند : " در باره اینکه آیا صلاح است بخاطر نجات کسی بغیر حقیقت سخنی گفته شود حضرت ولی امرالله عقیده دارند ما به هیچوجه نباید بر خلاف حقیقت صحبتی بکنیم. اما در عین حال باید سعی کنیم از راه های موجه تری به آن شخص کمک نمائیم. .. " ( نمونه حیات بهایی ص 11 ) 
اما در مورد مصلحت جامعه ، باید دید که مقصود از جامعه چیست . آنطور که از بیان مبارکی که در انتهای مطلب شکیبای عزیز آمده است ؛ پیداست که مقصودشان از " جامعه " عالم انسانی است. و همانطور که شکیبای عزیز و بقیه دوستان بهتر اطلاع دارند مصلحت عالم در گرو اصلاح عالم است . ( دقت بفرمایید که مصلحت و اصلاح از یک ریشه اند و معنایی قریب دارند ) و اصلاح عالم نیز به فرموده حضرت بهاءالله از اعمال طیبه است و بدیهی است که صداقت نیز از جمله اعمال طیبه ای است که سبب اصلاح عالم می گردد. 
لهذا دروغ نه به مصلحت فرد و نه به مصلحت جامعه بلکه تیشه ای است به ریشه هر دو. 
نکته مهم دیگری که باید به عنوان یک دیدگاه مورد توجه قرار گیرد اینست که در این عصر مبارک و در این دوران جدید ، دیگر نمی توان ترقیات روحانی و اخلاقی فرد و جامعه را بکلی از یکدیگر تفکیک نمود. در واقع این بیان مبارک حضرت بهاءالله که می فرمایند " اصلاح عالم از اعمال طیبه طاهره و اخلاق راضیه مرضیه بوده " مبین آنست که ترقی ، صلاح و مصلحت جامعه در گرو ترقیات فردیه است . به قول افلاطون جامعه طلایی می بایست افرادی طلایی داشته باشد.البته این اعتقاد ماست و اگر چه ممکن است در عمل با آنچه که معتقدیم فاصله هایی داشته باشیم . اما به لطف حق در آن راه قدم گذاشته ایم و گواه ما جوانان عزیز بهایی هستند که در سایه چنین تربیتی از تحصیلات عالیه گذشته اند اما از صداقت و اظهار دیانت خود به راستی نگذشته اند.
سوء تفاهم شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نوشته شده توسط کاربر فراز م. در 1386-05-19 13:23:52
آنطور كه شنيده ام عبارت دروغ مصلحتي را هم خودمان به مصلحت خودمان به وجود آورده ايم!!!!!!!! ميدانيد اين عبارت از كجا مي آيد؟ به هر حال ذكر آن براي رفع سوء تفاهم بد نيست: روزي حضرت محمّد بر سر يك دو راهي روي تخته سنگي نشسته بودند كه ناگهان فردي هراسان به سويشان مي دود و التماس مي كند كه اگر دنبالش آمدند حضرت نفرمايند كه او از كدام طرف فرار كرده. حضرت هم براي اينكه نااميدش نكنند تقاضايش را مي پذيرند. از آنجايي كه خيلي از ما باهوشتر و حكيمتر بوده اند, از جاي خود بلند شده و به سمت ديگر رفته روي سنگ ديگري مي نشينند. وقتي تعقيب كنندگان از راه مي رسند و مي پرسند كه آيا آن مرد را ديده اند يا نه, حضرت جواب مي فرمايند كه از وقتي روي اين تخته سنگ نشسته اند كسي با نشاني مزبور نديده اند. 
نمي دادم كجاي اين عمل دروغ بوده كه ما با استناد به اين موضوع خود را مُحِق مي دانيم كه دروغ بگوييم چون حتي پيامبر اسلام هم در مواقع مصلحت دروغ مي گفته اند. اولا كه ماجرا آن گونه كه مي پنداريم نبوده و دروغي نگفته اند بلكه با حكمت رفتار نموده و همه چيز را نگفته اند. تازه اگر هم در بعضي مواقع دستور مي داده اند كه مومنان براي حفظ جان خود عقيدهء خود را آشكار نكنند بايد توجه كنيم كه آين تقيه هم براي زمان خاصي بوده كه خود خدا تعيين كرده ولي حالا كه حضرت بهاءالله به عنوان مظهر ظهور اين وقت ما را هدايت فرموده اند كه دروغ نگوييم و راست بگوييم حتي اگر كفر باشد, نمي توانيم خود را راضي كنيم كه مخالف تعاليم الهي عمل نمي كنيم اگر دروغ بگوييم. البته خيلي خيلي سخت و شايد غير ممكن است كه همواره راست بگوييم و به آنچه مي خواهيم و مي انديشيم مصلحتمان است برسيم, ولي چند نكته است كه بايد مورد توجه قرار گيرد: 
1. اول اينكه مصلحت ما را چه كسي مي داند, مگر ما با عقل ناقص بشري مي توانيم تمام مصلحت خود را بفهميم و اين خود خداست كه مصلحت همه را مي داند و بر طبق همين مصلحت بوده كه از طريق حضرت بهاءالله به ما دستور داده راستگو باشيم حتي اگر به قيمت جانمان تمام شود و اين عين مصلحت است. ولي دليل هم نمي شود كه حكمت را رعايت نكنيم مي توانيم همه چيز را نگوييم ولي باز هم راست بگوييم چون دليلي ندارد مثلا وقتي ما را شاهد نگرفته اند همه چيز را اعلان كنيم حتي اگر به ضرر دوستانمان تمام شود و اين دو مقوله جدا از هم است كه موظفيم مدّ نظر قرار دهيم حكمت و صداقت. 
2. چون خدا از طريق حضرت بهاءالله به ما دستور داده اند كه راست بگوييم و دروغ مصلحتي هم نگوييم پس قادر هستيم كه به آن عمل كنيم چون خداي عليم چيزي از ما نمي خواهد كه خارج از توانمان باشد. اين توان را بايد با دعا و خواهش از خود او دريافت كنيم و حكيم و مستقيم باشيم. 
3. اگر قرار باشد براي حفظ جان و مال و ... دروغ بگوييم, چطور استقامت بر عشق الهي آشكار مي شود همانطور كه هدهد عزيزم گفته ديديم كه چطور پدران و مادرانمام براي عشق به خدا و حضرت بهاءالله از جان و مال و حقوق مسلم خود مثل تحصيل با شجاعت تمام گذشته اند. 
و مهمترين نكته آنكه مدعي نيستم كه تا به حال دروغي نگفته ام ولي واقعيت آن است كه خدا دستور داده نه عملكرد ما. مثل همهء فضائل ديگري كه آرزو داريم به آنها برسيم بايد همواره تلاش كنيم و متذكّر باشيم تا در امتحانات الهي پايمان نلغزد و و مطابق ارادهء الهي عمل كنيم. بياييد براي هم دعا كنيم تا خودش ما را به مطلوبمان و مطلوبش برساند. فداي همگي 
نوشته شده توسط کاربر احمد در 1386-10-16 05:17:41
نتايج اخلاقي از مثال شما زيباست اما اجازه دهيد كه بپرسم شواهد گفتاري از بزرگان نيازمند پيش زمينه هاي مشترك است .سخن از بيانات الهي گفتن و نقل عبارت از حضرت عبدالبها پيش زمينه ي مشتركي براي تفاهم نيست . براي من ايشان فردي معمولي و بدون وابستگي به عالم بالا بوده است . اين كه سخن او را منتسب به خدا بدانم و يا بشناسم نيازمند دليل علمي است . ضمن آن كه اين نوع سخن اخلاقي از بزرگان اديان الهي فراوان گزارش شده و سخن بكر و تازه اي نيست. 
آياميزان پايبندي گوينده ي اين سخن در زندگي شخصي و اجتماعي اش سنجيده شده است ؟ پاي بندي به صدق در تمام جلوه ها و منش ها كاري سترگ است .كه تنها اهل صدق - صادقين - مرد آن ميدانند . و توصيه ي قرآني نيز معيت با آنان است (كونوا مع الصادقين)  
به طوري كه اسناد نشان مي دهد كساني در چهره ي مردان اخلاقي و روحاني روابط آشكار و نهاني با شيطان و سياست بازان روزگار خود داشته اند . آيا دعوت به صدق را از خود نياغازيده بودند ؟

نظر بدهيد
لطفا نقد و نظریات خود را صرفا در رابطه با موضوع مقاله بنویسید. متن هایی که در آن به افراد تهمت و یا بی حرمتی شده باشد، و همچنین نوشته هایی که حاوی آدرس سایت شما یا سایت های دیگران باشد فورا از سایت حذف خواهند شد.
کاربر:*
ایمیل:
عنوان نظر:
متن نظر:*

کلمه رمز:*Code
قبل از ارسال این کد را وارد کنید

Powered by AkoComment!

 

اعلانات

1-دوستان عزيز مي توانندعكس هايي را كه مناسب اين سايت تشخيص مي دهند، ازطريق ايميل زيربراي ما ارسال نمايند.عكس ها توسط خودشما تهيه شده باشد:

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

2-ازجوانان عزيزدعوت مي كنيم درسايت بلاگ هاي جوانيم ، بلاگ خودراتأسيس كنند ومطالب مفيدمورد علاقه ي خودرابيان كرده ودردسترس ديگران قراردهندواز نظرات ابراز شده بوسيله ي ديگران بهره مندگردند. بلاگ هاي جوانيم،محيطي اختصاصي براي ابراز صميمانه ي افكار ونظريات شما

 3-مقالات وخواندني هاي مناسب رااز طريق «ارسال نوشته هاي شما» براي ما ارسال نماييدتا در قسمت هاي مختلف سايت منتشر ومورداستفاده ي سايردوستان جوان قرارگيرد.ازارسال مطالب قبلي نهايت تشكرراداريم 

4-سایت گفتمان جوانیم دیدن کنید. گفتمان جوانيم امكاني متفاوت وميداني جديد براي فعاليت هاي جوانان است وهدف آن ايجادفضايي دوستانه وصميمانه است كه درآن، جوانان بتوانندمباحثات مفيدي پيرامون مسائل ومباحث مختلف داشته باشند. ازكليه ي جوانان عزيز دعوت مي كنيم درسايت گفتمان جوانيم ثبت نام نمايند

 

کیبورد