كودك ديروز، ...امروز
چاپ ايميل دانلود
نگارش: علي-ن-مقبل
۱۰ تير ۱۳۸۶

در سکوت و در فضائی آکنده از زخمهای تازه و یا دردهای به گل نشسته ي گذشته ، در گوشه ي زندان نشسته بود و نگاه خیره اش در امتداد کوچه باغ خاطرات گذشته و یا شاید معصومیت از دست رفته.! 

شاید به زمانی فکر می کرد که دُزدانه با دستهای ظریف و کوچکش یک شاخه گل رز، از باغچه ي کوچک حیات چید تا عشق کودکانه ي خود را به معلمش در آغاز ورود به مدرسه ابراز کند . و به زمانی که در انتهای روز، آن هنگام که به بستر می رفت ، بوسه ي گرم و آبدار مادرش را بر گونه اش حس می کرد که شب بخیر می گفت و واژه ای را که حال دیگر در نهانخانه ي ذهنش گنگ و غریب است ، بیش از ده ها بار تکرار می کرد : " دوستت دارم " . ویا شاید به وقتی که در کودکی قطره اشکهای کوچکش، به خاطر مرگ گنجشکی در حیات خانه شان مثل چشمه ای جوشان از صورت لطیفش سرازیر بود و هیچ چیز مرهمی برای دل نازکش نبود، جز گریستن . و به لحظه هایی که با خنده های مستانه اش فضای خانه را در شادی غیر منتظره غرق می ساخت، چون برای خوشحالی خود در پی دلیلی نبود .امّا آه ! که نه دیگر از آن صورت زیبا خبری است، که اکنون خطوط خنجر کین بر آن نقش بسته، و نه از صدای آهنگین کودکانه، که حال بیشتر به اربده ای بیرحمانه شبیه است و نه از آن دستهای ظریف و کوچک که اینک برای چندمین بار به ننگی دامن گیر آلوده شده!

غریو نیمه خفتۀ وجدان، چون زوزۀ غمناک باد، در شهر تاریک و گرفته ي درونش سرگردان است و آهسته واژه ای سرد و مبهم را تکرار می کند : " بیدار شو ... بیدار شو ... بیدار شو ... . تا شاید نور یا نسیمی از شیشه های نازک فرو ریخته ي قلبش به درون بتابد و او را به مرتبه و مسئولیت آسمانیش در این دنیا آگاه کند . امّا به راستی در درونش چه می گذشت و در قلبی که وعده گاه نور و روشنی است ؟ آیا توان بازگشت از این کوره راه بی باز گشت رادارد؟ آیا خود در این سرنوشت شوم مقصّر است؟ و آیا دیدگاه ما به او نگرش به کودکی نابالغ است ویا مجرمی سابقه دار و به دور از رحم و شفقت و یا انسانی قابل رشد و تغییر؟ امّا شاید تا حال ابر سیاه بی تفاوتی، آسمان وجودش را احاطه کرده و فانوس نجات بخش  ارزش ها از ساحل ذهنش فرو ریخته باشد. ولی او همچنان به نقطه ي نامعلومی خیره بود. شاید به تن زخم خورده اش می نگریست که تا حال تیغه های زهرآگین شقاوت پدر و یا شاید محیط بر آن به جا مانده بود و مادری که هیچ گاه نتوانست با سوسوی ناچیز مهربانیش آنها را از بدن او جدا سازد و چون ره گم کرده ای، که شاید هیچ گاه نتواند مسیر سرسبز شناخت خود را باز یابد .   امّا در آن میان لحظه های جاودان یک خانواده را به خاطر آوریم که مادر دلسوز با چه سوز و گدازی ابیات حضرت بهاءالله و آثار پر نشئه ي حضرت عبدالبهاء را در هنگام بارداری با صوتی آهنگین می خواند. در اصل، او این حقیقت را که شیوه ای غیر دنیوی و مادی برای بقاء و تربیت بشریت لازم است به جان پذیرفته : "                                                  

 هوالله

باز آ و بده جامی این ساقی عطشان را             زان ساغر باقی ده این  فانی  دوران  را

این هیکل فانی را بر سوز و برو خندان              تا روزن  جان  بینم  رخسارۀ  جانان  را

پاکم کن از آلایش ، دردم ده از آسا یش              وانگاه به هم در پیچ این دفتر هجران را

 " ... در بلندی همّت اطفال بسیار کوشش نمائید که چون به بلوغ رسند ، مانند شمع بر افروزند و به هوا و هوس که شیوۀ حیوان نادان است آلوده نگردند . بلکه در فکر عزّت ابدیّه وفضائل عالم انساني باشند."                                                                            

 " ... امّا در وقت خواب اطفال ، اُمّهات باید  غزلیات جمال مبارک را بخوانند تا از سنّ طفولیت این اطفال به آیات هُدی تربیت شوند "

 " ... شب و روز بکوشند که در اطفال ایمان و ایقان و خشیة رحمان و محبّت بر آفاق و فضائل اخلاق و حُسن صفات تأ سیس یابد . اطفال را امّهات باید از بدایت به تربیت الهیّه تربیت نمایند؛ یعنی همواره ذکر حق کنند و از بزرگواری حق سخن رانند ."

در اصل او این واقعیت  غم انگیز را پذیرفته بود که در هر ثانیه چه دختران زیبا  و مستعدّی در دام های مختلف  گرفتار می شوند و با فرجامی غم انگیز به مرگ درود می گویند . وچه پسرانی که سمبل و نشانه مردی و مردانگی از وجود و رخسارشان رخت بر بسته و هر ثانیه چه اعمال هولناکی مرتکب می شوند . وفیلمسازان چگونه از کودکان در فیلمهای جنایی و action استفاده می کنند، بدون در نظر گرفتن این حقیقت که ذهن دست نخورده و پاک کودکان، دستخوش افکار وحشیانه و غیر اخلاقی می شود .  او هر لحظه به قلب خود سری می زد و خود را متذکرمی ساخت که : با عشق تو ای معبودِ شبهای پر دردم، و با مهر جاودان تو ای خدای من؛ هرگز اجازه نخواهم داد که دیو بدی و اهریمن زشتی به خیمۀ امن دلم راه یابد ، راه تو را با گامهای استوار خواهم پیمود و فرزند،همسر و خانواده ام را در آغوش عشق خود خواهم کشید و برای نجات بشراز این گمراهی دامن گیر و نادانی روزافزون دست به دعا خواهم برداشت : "

 هوالله

ای پروردگار ، تأ یید بخش و توفیق عنایت کن . این ابر تیره را زائل کن و این غمام هائل را متلاشی وباطل . نسیم جانبخش بوَزان و دلهای مرده را زنده کن . باران رحمتی ببار ، و این گیاه افسرده را تر و تازه نما . حدائق قلوب را جنت ابهی کن و حقائق نفوس را ریاض ملأ اعلی . ای قدیر رجای این عبد بپذیر ؛ توئی توانا ، تویی بی همتا            ع ع

 معانی لغات

 امّهات : مادران      جمال مبارک : از القاب حضرت بهاءالله        

غمام هائل : ابری که مانع تابش نور خورشید می شود .       ریاض : جمع روضه ( باغها)   

هوالله : شروع نام خداوند در آغاز بیانات وگفتار حضرت عبدالبهاء ( اوست خدا )

ع ع : ( عبدالبهاء – عبّاس ) که به عنوان امضاء حضرت عبدالبهاء در پایان گفتار و بیانات ایشان می باشد .  جنت ابهی : باغ بسیار روشن(بهشت) .

              

 

 

 

 

           

نظریه
موفق باشی
نوشته شده توسط کاربر This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it در 1386-04-16 15:12:09
موضوع جالبی را مورد بررسی قرار دادی . باشد که به آنانکه نمی دانند محبت را از که باید آموخت محبت را نثار کنیم.
نوشته شده توسط کاربر IRANDOOST در 1386-05-02 17:03:34
مقبل عزيز  
چه زيبا نگاشته اي . به تصوير كشيدن و توصيف كودك ديروز، احساسات ، نيازها و كارهاي كودكانه اش و مقايسه ي آن با احساسات و شرايط امروزي او سبب مي شود كه كه به غفلت خود از اين امر ضروري يعني تربيت اطفال پي ببريم . چه دقيق و موشكافانه احوال آن كودك را كه اكنون جوانيست رشيد ، آنچه مي بيند و محيطي كه روي آن تأثير مي گذارد را توصيف مي كني . استفاده از بيانات هياكل مقدسه در جاي مناسب نيز به تأثير گذاري و هدايت هر چه بهتر كمك مي كند . نگاشتن قسمتي به عنوان معاني لغات نيز به درك بيشتر خوانندگان كمك مي كند . من بي اختيار به اين فكر افتادم كه من چه كاري مي توانم انجام دهم . سال پيش گروهي از دوستانم در تابستان كه وقتشان آزاد بود و حتي تا ابتداي تيرماه به تشكيل كلاسهايي موفق شدند كه در آنها بچه هاي محله ي خود را جمع كرده و به آنان اهداف عالي و تعاليمي چون محلت ، فداكاري ، همكاري و... را در قالب داستان ها و فعاليت ها و كاردستي ها به بچه ها يا مي دادند . من نيز به فكر افتاده ام كه اين كار را براي بچه هاي محل خودمان انجام دهم . منتظر مقالات بعدي شما هستم و همواره موفق باشي .  

نظر بدهيد
لطفا نقد و نظریات خود را صرفا در رابطه با موضوع مقاله بنویسید. متن هایی که در آن به افراد تهمت و یا بی حرمتی شده باشد، و همچنین نوشته هایی که حاوی آدرس سایت شما یا سایت های دیگران باشد فورا از سایت حذف خواهند شد.
کاربر:*
ایمیل:
عنوان نظر:
متن نظر:*

کلمه رمز:*Code
قبل از ارسال این کد را وارد کنید

Powered by AkoComment!

 

اعلانات

1-دوستان عزيز مي توانندعكس هايي را كه مناسب اين سايت تشخيص مي دهند، ازطريق ايميل زيربراي ما ارسال نمايند.عكس ها توسط خودشما تهيه شده باشد:

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

2-ازجوانان عزيزدعوت مي كنيم درسايت بلاگ هاي جوانيم ، بلاگ خودراتأسيس كنند ومطالب مفيدمورد علاقه ي خودرابيان كرده ودردسترس ديگران قراردهندواز نظرات ابراز شده بوسيله ي ديگران بهره مندگردند. بلاگ هاي جوانيم،محيطي اختصاصي براي ابراز صميمانه ي افكار ونظريات شما

 3-مقالات وخواندني هاي مناسب رااز طريق «ارسال نوشته هاي شما» براي ما ارسال نماييدتا در قسمت هاي مختلف سايت منتشر ومورداستفاده ي سايردوستان جوان قرارگيرد.ازارسال مطالب قبلي نهايت تشكرراداريم 

4-سایت گفتمان جوانیم دیدن کنید. گفتمان جوانيم امكاني متفاوت وميداني جديد براي فعاليت هاي جوانان است وهدف آن ايجادفضايي دوستانه وصميمانه است كه درآن، جوانان بتوانندمباحثات مفيدي پيرامون مسائل ومباحث مختلف داشته باشند. ازكليه ي جوانان عزيز دعوت مي كنيم درسايت گفتمان جوانيم ثبت نام نمايند

 

کیبورد