|
نگارش: شهره- ه
|
|
۰۳ اسفند ۱۳۸۵ |
|
يكي ازمشكلات نسل جوان اين است كه هنوزبه شناخت كلي ازخود واستعدادها واهداف خود نرسيده اند؛ امادراين جا اين سوال مطرح مي گردد كه خودشناسي يعني چه؟ منظور از خودشناسي آگاهي داشتن ازويژگي هاي شخصيتي خود مي باشد، واين امر به افراد كمك مي كند تاواكنش مناسبي دربرخورد بامشكلات ازخودنشان دهند، ونقش خود را درجامعه به بهترين وجه ايفا نمايند.
يكي ازمشكلات نسل جوان اين است كه هنوزبه شناخت كلي ازخود واستعدادها واهداف خود نرسيده اند؛ امادراين جا اين سوال مطرح مي گردد كه خودشناسي يعني چه؟ منظور از خودشناسي آگاهي داشتن ازويژگي هاي شخصيتي خود مي باشد، واين امر به افراد كمك مي كند تاواكنش مناسبي دربرخورد بامشكلات ازخودنشان دهند، ونقش خود را درجامعه به بهترين وجه ايفا نمايند. مسائلي وجود دارند كه باعث مي گردد فرد به شناخت خود واستعدادهايش دست يابد. يكي مربوط به خود فرد ميباشد، مانند اعتماد به نفس وديگري مربوط به اطرافيان وي مي باشدكه تا چه حد زمينهرابراي اوبوجودمي آورند.دررابطه بااين دو، مي توان گفت كه يك جوان تاچه حداعتمادبهنفس دارد. اين اعتمادبه نفس است كه جوان با تكيه برآن مي تواند درزندگي خود هدفي درنظر گيرد وبراي دستيابي به آن تلاش كند. پس سرچشمه موفقيت يا عدم موفقيت را مي توانداشتن يا نداشتن اعتماد به نفس دانست. زماني كه جواني اعتماد به نفس دارد ديگر سعينمي كند كه وابسته به ديگران باشد؛ بلكه سعي مي كند داراي زندگي مستقل شود. پس اعتمادبه نفس، انگيزه دستيابي به هدف را به دنبال دارد. شناخت ازخويشتن سبب بالندگي خواهدبود. انسان به كمال هاي خويش پي مي برد، كمال ها باعث بالندگي اند، با شناخت خود كه منجر به شناخت كمال ها مي شود، انسان نقاط قوت خود را پرورش داده، ازآن ها درجهت رشد وكمال وتعالي استفاده مي كند. اين كمال وتعالي خلاصه شده درحالت مادي نيست. تعالي روحي يكي ازنتايج شناخت خويشتن است. فرد روح خود را جلا داده وبه رشد مي رسد. درزمينه ي اجتماعي نيز انسان استعدادهاي خود را شناخته، ازآن ها درجهت ترقي دركارهاوامور اجتماعي استفاده مي كند. حتي اين ترقي مي تواند درزمينه ي اقتصادنيز باشد. ازسوي ديگر شناخت ازخود منجر به شناخت ضعف هاي روحي نيز مي شود. درنتيجه ي اين امر،ضعف ها اصلاح وجاي آن ها را نقاط برتر مي گيرند. درنتيجه مي توان گفت كه شناخت ازخودداشتن، منجر به موفقيت وترقي همه جانبه خواهد شد، وازطرفي آرامش رواني برفردحاكم شده واز وجود خود لذت مي برد. احساس بيهودگي نيز درشخص به وجود نمي آيد. مشكل جوانان امروز، روزمره گي وكارهاي مكرر است. خلاقيت وفعاليت چنداني وجود ندارد تافرددست به كارتازه اي بزند، واستعدادها وضعف هاي خود را كشف كند. وظيفه هرفرد بالغ ومسئولي است كه امكانات دست يابي جوانان به مسئوليت هاي جديد ودشوارترازگذشته رافراهم آورند تانسل آينده نسلي بدون خلاقيت نباشد؛ مانند ماشيني كه با برنامه ريزي خاصي عمل مي كند وقدرت اين را ندارد كه پا را فراتر ازحيطه ي تلقينات بگذارد. اين امر، قابل توجه كساني است كه فرصت تجربه كردن جوانان ودست يابي به كارهاي نوراازآن ها سلب كرده وتمام مسئوليت ها را بردوش افراد با تجربه ي نسل پيش گذاشته اند. Powered by AkoComment! |