Statistics

عضو: 565
مطلب: 885
سایت: 0
به نام دوست دارانسان ها
چاپ ايميل دانلود
نگارش: احسان الله- ن
۲۷ آذر ۱۳۸۶

توي يك صبح سرد زمستوني ديگه ازخواب بيدار شدم، ولي باخودم تصميم گرفتم امروز مثل روزهاي ديگه نباشه، يعني يه جورديگه به اطراف خودم نگاه كنم. طوري كه بتونم مشكلات جووناي هم سن وسال خودمو ببينم وراه حلي هرچند كوچك براي اين همه مشكل پيدا كنم. پس دعامو به اين نيت خوندم كه خداوند خودش دراين راه به من كمك كنه. بعدش حاضر شدم تابه مدرسه برم.  

اولين مشكلو تو خودم ديدم! يه مشكل خيلي بزرگ! اونم مشكل ارتباط باخونواده خودم. چون صبح كه ازخواب بلند شدم خيلي بي تفاوت ازكنار پدر ومادروخواهرم گذشتم؛ حتي يه صبح بخير خشك وخالي هم به اونا نكردم(البته اين يكي ازكوچك ترين مشكلات بود)يه كمي باخودم فكر كردم چرا اين مشكلات بين من و اونا وجود داره؟( حتي خدا حافظي درستي هم نكردم.)

حدود هفت –هشت دقيقه اي فرصت داشتم تادرمورد اين موضوع فكر كنم چون بايد تارسيدن به ايستگاه اتوبوس پياده راه مي رفتم. باخودم گفتم به من توي كلاس گلشن يادداده بودند كه صبح وقتي ازخواب بيدار مي شيم به پدرومادر الله ابهي بگيم، يعني ازكوچيكي به ما يادداده بودند حتي باكوچك ترين كلمات باخانواده ارتباط برقرار كنيم. ولي شايد همين كاراي ساده روتمرين نكرده باشيم؛ يااين كه فقط توي درس اخلاق به ماياد داده بودند وپدرومادر اين چيزهارو باهام تمرين نكرده باشن؛ وشايد هم تقصير خودم باشه كه اين چيزها روتكرار نكرده بودم. ولي راهش اينه كه ازهمين امروز ظهر كه به خونه برمي گردم بامامانم حداقل توي جملات كوتاهي مثل خسته نباشيد يامامان چه قدر برامون زحمت مي كشيد، ارتباط عاطفي هرچند كوچيك داشته باشم. درسته كه يه كم اين كارم براشون عجيب به نظر مياد ولي سعي خودم رومي كنم كه اين كارم براشون ديگه تازگي نداشته باشه واين طوري ديگه راحت تر مي تونم مشكلات ومسائلم روبااونا درميون بگذارم؛ چرا كه اونا قابل اعتماد ترين افراد براي من هستند. توي دل خودم براي سلامتي خونوادم دعا كردم و به راهم ادامه دادم.

ديگه رسيده بودم به ايستگاه اتوبوس، ولي هنوز اتوبوس نيومده بود. پس هنوز يه چند دقيقه اي وقت داشتم كه كتاب ادبيات فارسيمو باز كنم و يه نگاهي بندازم:« منت خداي را عز وجل كه طاعتش موجب نعمت است و...» داشت يادم مي رفت كه قراره امروز يه جور ديگه به اطرافم نگاه كنم. پس كتابمو بستم تا به آدماي دوروبرم يه نگاهي بندازم، ولي حيف كه اتوبوس اومده بود وبايد سوار اتوبوس مي شدم ومي رفتم 

سوار اتوبوس شدم واتوبوس شروع به حركت كرد. اين دفعه ديگه يادم بود كه امروز باروزاي ديگه تفاوت داره. توي ايستگاه دوم يه مرد كهنسال سوار اتوبوس شد ومن ازسرجام بلند شدم تا جامو به اون بدم ومرد كهنسال ازمن تشكر كرد ونشست. حالا كه سرپا ايستاده بودم اتوبوسوبهتر ميتونستم زير نظر بگيرم. دوتا جوون بغل دست من ايستاده بودند كه حرفاشون رو مي شنيدم. اونا درمورد دوست دختراشون صحبت مي كردند!! ودخترايي كه مي ديدنديا دخترايي كه بيرون اتوبوس بودند( البته بگذريم كه چي مي گفتند چون صحبتاي زشتي مي كردند) فورآ اين بيان زيباي حضرت بهاءالله به نظرم رسيد:«كونوافي الطرف عفيفاً وفي اليد اميناً وفي اللسان صادقاً وفي القلب متذكراً» ولي...

ديگه به مقصدم رسيده بودم، بايد پياده مي شدم. ازاتوبوس پياده شدم وبه راهم ادامه دادم. توي راه پسراودختراي هم سن وسال خودمومي ديدم        ( حتي بعضي هاشون دوستاي خودم بودند) كه توي راه بي كاروبي جهت ياايستاده بودند، يايك مسير روهي مي رفتند وبرمي گشتند. باخودم گفتم مگه اينا كاربهتري ندارن كه اين كارو مي كنن؛ درواقع مي تونستند ازاين وقتا بهتر استفاده كنن. مثلآ مي تونستن به مدرسه برن وقبل ازشروع كلاس ها يه كمي بابچه هاي كلاس به مرور درسا بپردازن. مگه اين نيست كه حضرت عبدالبهاء مي فرمايند:« ...تا به كي به پرنفس وهوي پروازنمائيم وتا به كي دراسفل جهل به نكبت كبري چون امم متوحشه به سربريم. پروردگارچشم عنايت فرموده كه درآفاق بنگريم وآن چه وسيله تمدن وانسانيت است به آن تشبث نمائيم. وگوش احسان شده تاكلمات حكميه عقلا بربنديم...»

شايد اينا اين بيانات رو نخونده بودند ياكسي بهشون نگفته بود كه حضرت بهاءالله كيه وچه داروهاي خوبي براي اين همه دردعالم داره.

حضرت عبدالبهاء هم به اين نكته اشاره فرموده اند كه مابايد اونارومتوجه سازيم:«بايدافكار عموميه راآن چه اليوم لايق وسزاوار است نمود واين ممكن نه الا به بيان كافي واقامه دليل واضح ومبرهن ووافي؛چه كه بيچارگان اهالي ازعالم وجود بيخبرند وشبهه اي نيست كه سعادت خودرا طالب وآمل ولكن حجبات جهل، حائل وحاجزگشته. ملاحظه فرمائيدكه قلت معارف به چه مثابه باعث ذلت وحقارت ملت مي شود...»

پس به خودم قول دادم كه سعي خودم روبكنم كه هم سن وسالاي خودم روباداروي تعاليم حضرت بهاءالله كه بهترين وپرسودترين داروي عالمه آشنا كنم تااين همه مشكل كه اينايي روكه گفتم يكي دوتاش بود، روزي حل بشه؛انشاءالله.

نظریه

نظر بدهيد
لطفا نقد و نظریات خود را صرفا در رابطه با موضوع مقاله بنویسید. متن هایی که در آن به افراد تهمت و یا بی حرمتی شده باشد، و همچنین نوشته هایی که حاوی آدرس سایت شما یا سایت های دیگران باشد فورا از سایت حذف خواهند شد.
کاربر:*
ایمیل:
عنوان نظر:
متن نظر:*

کلمه رمز:*Code
قبل از ارسال این کد را وارد کنید

Powered by AkoComment!

 

اعلانات

1-برخي مناسبت هاي بين المللي آذرماه: (تعيين شده توسط سازمان ملل متحد)

21نوامبر(1آذر) روز جهاني تلويزيون

25نوامبر( 5آذر) روز بين المللي رفع خشونت عليه زنان

29نوامبر(9آذر) روز بين المللي همبستگي با مردم فلسطين

3دسامبر(13آذر) روز بين المللي معلولان

10دسامبر(20آذر) روز معيارهاي اخلاقي انساني

20دسامبر(30آذر)  روز همبستگي نوع بشر


2-ارسال عكس: دوستان عزيز مي توانندعكس هايي را كه مناسب اين سايت تشخيص مي دهند، ازطريق ايميل زيربراي ما ارسال نمايند.عكس ها توسط خودشما تهيه شده باشد:

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

3-بلاگ ها: ازجوانان عزيزدعوت مي كنيم درسايت بلاگ هاي جوانيم ، بلاگ خودراتأسيس كنند. بلاگ هاي جوانيم،محيطي اختصاصي براي ابراز صميمانه ي افكار ونظريات شما


 4-مقالات وخواندني هاي مناسب رااز طريق «ارسال نوشته هاي شما» براي ما ارسال نماييد

5- ازسایت گفتمان جوانیم دیدن کنید. گفتمان جوانيم امكاني متفاوت وميداني جديد براي فعاليت هاي جوانان است وهدف آن ايجادفضايي دوستانه وصميمانه است كه درآن، جوانان بتوانندمباحثات مفيدي پيرامون مسائل ومباحث مختلف داشته باشند.

 

کیبورد