|
نگارش: فرانک
|
|
۰۲ اسفند ۱۳۸۵ |
|
مهريه لغتي است كه دراولين لحظه واژه ي محبت ومهر را دراذهان زنده مي نمايد؛ وشايد هم هدفش ازاول، همين مسئله بوده است، كه زوج به زوجه اعلام مي نمايد كه من به خاطر رضايت تو حاضر هستم هديه اي را پيش كش نمايم؛ والبته اين نهايت صفا وصميميت را مي رساند، ولي باگذشت زمان معنا ومفهوم آن كم رنگ وبي محتوي گرديده است. شايد اين مسئله هم مانند مسائل ديگر، تحت الشعاع زندگاني تجملي امروز قرار گرفته است، كه همه چيز را از ديدگاه مادي آن مورد بررسي قرار مي دهند.
تصور كنيد زوج جواني كه با هزاران آمال و آرزو ووعدو وعيد به همديگر قول مي دهند كه زندگي مشتركشان را براساس عشق وصداقت آغاز نمايند، وهيچ مسئله اي آن را خدشه دار نكند، ولي وقتي قرار مي شود خطبه عقد جاري وساري گردد، وعاقد مقدار مهريه را اعلام مي نمايد، بهت وحيرت ونااامني وياس، وجود آن ها را فرا مي گيردوعاقد اعلان مي نمايد به مهريه ي 100 سكه طلا، وبا كمي مكث منتظربله گفتن عروس خانم مي شود، وعروس خانم هم مي داند كه همسرش يك كارگر ساده يا كارمند...است، وهرگز نمي تواند آن را پرداخت نمايدوامر برحكم محال مي دهد، ودرواقع ازاول، صداقت همسر زير سوال مي رود، وشايد هم پيش خود فكر مي كند مهريه را كي داده وكي گرفته است؛ ووقتي ازخانواده ها دليل اين مهريه كمر شكن را سؤال مي كنيم جوابي نه چندان منطقي را بيان مي نمايند كه مثلاً اين دوام زندگي مشترك را ضمانت مي كند، وازسويي سد محكمي براي طلاق است؛ البته شايد هم تاحدودي اينگونه باشد، ولي زماني همسر به ياد اخذ مهريه مي افتد كه مشكلات زندگاني رخ مي گشايد، وعلم جدايي برافراشته مي شود، وزوجه به ياد آخرين حربه خود يعني كسب مهريه مي افتد، وبه قول معروف، درآسايش، هيچ كس به فكر مبارزه واستفاده ازاين سلاح نيست. حال ازديدگاه يك سري ازخانواده هاي ديگر، آن را موردكنكاش قرارمي دهيم. عده اي از والدين اعلان مي نمايند كه هدف ازمهريه سنگين، حفظ آبروي خانوادگي است. شايد دراولين لحظه پيش خود بگوئيم چه ارتباطي بين آبروي خانوادگي وميزان مهريه وجود دارد، كه مي گويند فلان فاميل درعقد دخترش اين مقدار مهريه را طلب كرده، مگر دختر ما چه چيز ازاوكمتر دارد، وتوي فاميل دختر ماسرشكسته مي شود. پس به گفته اينگونه افراد، اگر عقدي به مهريه اندك منعقد گردد، حرمت وحيثيت خانواده زير سؤال مي رود. شايد يكي ازبزرگ ترين علل به تأخير افتادن ازدواج هاي امروز دربين جوانان، همين مسئله مهريه مي باشد؛ درضمن اگر گرفتن مهريه ي زياد مي توانست راهي براي جلوگيري ازطلاق باشد، پس چرا روزانه هزاران نفر دردادگاههاي خانواده حاضر مي شوند وحرف اول وآخرشان طلب مهريه و جدايي است؛ واگر سري به زندان ها هم بزنيم، مي بينم عده اي اززندانيان را افرادي تشكيل مي دهند كه نتوانسته اند مهريه را پرداخت نمايند. وازسوي ديگر مرداني را مي بينيم كه براي اين كه همسر خود را حاضر به گذشت ازمهريه نمايند، آنان را تحت چه شرايط سخت وطاقت فرسايي قرار مي دهند، تا همسر راضي به طلاق بدون گرفتن مهريه گردد، وبه قول معروف مهرم حلال جانم آزاد. پس نمي توانيم ملاك مهريه سنگين را رداع محكمي براي طلاق قرار دهيم، اما براي رفع اين مشكل چه راه حلي باقي مي ماند؟ شايد تنها راه حلي كه مي تواند به نظر برسد، تعيين يك مهريه ي معين واندك باشد كه هم سنت الهي مجري گردد، وهم اين مانع عظيم ازجلوي پاي جوانان كه هدفشان تشكيل خانواده است برداشته شود؛ درامر بهائي حكمي براين قرار است كه مهريه، اگر پسر اهل روستا باشد، ازيك تا5واحد نقره كه هرواحد معادل نوزده مثقال است واگر ازشهر باشد، ازيك تا5واحد طلا مي باشد كه البته درآخر اين حكم حضرت بهاءالله مي فرمايند كه يك واحد نقره مقبول ومحبوب تر درنزد خداوند مي باشد، كه آن هم درموقع عقد ازمرد گرفته وبه زن پرداخت مي شود، واگر به عقد نامه هاي افراد بهائي مراجعه گردد اكثر قريب به اتفاق آنان يك واحد نقره را ترجيح داده اندزيرا اهل بها هدف ازازدواج راپيوندروحاني وجسماني براي رساندن همديگر به سوي كمال وظاهر شدن فرزندي كه خداوند مهربان را ستايش نمايد وخدمت به نوع بشر را اعلي مقصد وبالاترين هدف خودشمارد وكسب رضايت حضرت باري تعالي را منتهي آرزوي قلبي خوددرنظرگيرد، مي دانند. اين است ازدواج واقتران دربين مقربان وخالصان حق. Powered by AkoComment! |