بی عشق جهان مرده است
چاپ ايميل دانلود
نگارش: هستی
۲۰ بهمن ۱۳۸۵

هميشه كلمه ي عشق را بر زبان جاري مي كنم اما هيچ گاه به صورت مطلق آن را احساس نكرده ام. هميشه مي گويم بدون عشق زندگي ممكن نيست، اما صدها انسان را مي بينم كه بدون آن در اين دنياي پهناور زندگي مي كنند. هميشه مي گويم عشق حسي آشناست، اما با تنها حسي كه بيگانه ام عشق است. پس عشق چيست؟ چيست اين حس عاشقانه؟ چيست اين واژه ي سه حرفي؟ آيا تنها يك واژه ي سه حرفي ست يا ... نمي دانم، نمي دانم پس از اين يا چه بنويسم.

هميشه كلمه ي عشق را بر زبان جاري مي كنم اما هيچ گاه به صورت مطلق آن را احساس نكرده ام. هميشه مي گويم بدون عشق زندگي ممكن نيست، اما صدها انسان را مي بينم كه بدون آن در اين دنياي پهناور زندگي مي كنند. هميشه مي گويم عشق حسي آشناست، اما با تنها حسي كه بيگانه ام عشق است. پس عشق چيست؟ چيست اين حس عاشقانه؟ چيست اين واژه ي سه حرفي؟ آيا تنها يك واژه ي سه حرفي ست يا ... نمي دانم، نمي دانم پس از اين يا چه بنويسم.

شبي با خداي خود به راز و نياز نشستم و عاجزانه از او خواستم كه به من نشان دهد كه اين عشق چيست؟ به من بگويد و مرا از اين سردرگمي نجات دهد. ناگاه به ياد نگاه هاي معصومانه ي كودكان آواره در جنگ افتادم. به ياد ضجه ها و فريادهاي مادراني افتادم كه تنها اميدهايشان را از دست داده بودند. به ياد دودها و انفجارهايي افتادم كه هزاران كانون پر محبت و عشق را ويران كرد و به گورستاني از نفرت و بيزاري تبديل نمود.

ناگاه به خود آمدم. آري ... آري اين همه بي محبتي و ناآرامي همگي به دليل نبودن همين واژه ي سه حرفي، يعني عشق بود. اين همه فساد و بي رحمي، اين همه سنگدلي و بي مهري، به دليل فقدان محبت و عاطفه بود.

هدف از آفرينش همه ي موجودات حب پروردگار بوده. خداوند از روي عشق و محبتي كه نسبت به بندگان خود داشت آن ها را خلق كرد و همزمان عشق نامحدود و بي انتهاي خود را در قلب و روح آنان به وديعه گذارد تا بندگان اين عشق الهي را در اين دنياي فاني اول به او و سپس به يكديگر نثار كنند تا آرامش و امنيت را براي خود در اين جهان پهناور به وجود آورند و هزاران بار زبان به شكرانه بگشايند و خداوند را براي اين موهبت الهي سپاسگزار باشند.

اما ما چگونه اين موهبت را شكرگزاري كرديم؟

هر روز آتش جنگي جديد برافروختيم، بچه هاي بي پناه را آواره نموديم. به بي پناهان ظلم و ستم روا داشتيم. عشق و محبت را كُشتيم و به جايش تخم كينه كِشتيم. هركاري كرديم جز آنچه كه بايد مي كرديم. در ويران كردن آبادي ها كوشيديم، اما خرابه اي را آباد نساختيم. چه دل ها كه شكستيم، اما حتي يك دل را به دست نياورديم. واينكه:

هيچ حيواني به حيواني نمي دارد روا

آنچه اين نامردمان با جان انسان مي كنند

آيا مفهوم عشق اين است؟

اين جهان وسيع از كمبود عشق رنج مي برد. اين آشيانه ي موقت نياز به محبت دارد. چه بگويم ؟ كجا فريادم را سر دهم؟ به كدامين تكيه گاه تكيه كنم؟

عشق آموختني نيست، كافي ست كمي در پستوي قلبت آن را جستجو كني.

 

اي سوخته ي سوخته ي سوختني

عشق آمدني بود نه آموختني

نام ما انسان است و تنها زماني مي توانيم آن را بر خود اطلاق كنيم و تنها زماني معني پيدا مي كنيم كه با عشق همگام شويم؛ همانطور كه رودها در جاري شدن و علف ها در سبز شدن، معني پيدا مي كنند. پس عشق بورز. با كوله باري از عشق اين شعله هاي بي مهري را خاموش كن و اينها ميسر نمي شود، جز با تمسك به يگانه خالق هستي، خدا.

اگر به جاي بت هايي چون پول و منفعت كه آتشكده ي سردي و بيرحمي را در جهان به وجود آورده اند،حقيقتي مانند عشق و محبت را جايگزين كنيم، اگر آدميتي را كه سال هاست مرده است با روح عشق زنده كنيم؛ ديگر اين شعردر مورد جهان ما مصداق پيدا نمي كند:

قرن ها روزگارِ مرگ انسانيت است

سينه ي دنيا زخوبي ها تهي ست

صحبت از آزادگي، پاكي، مروت، ابلهي ست.

پس:

باشد كه خانه اي نداشته باشم.

باشد كه لباس فاخري بر تن نداشته باشم.

باشد كه حتي دست و پايي نداشته باشم.

اما نباشد ، هرگز نبا شد

كه در قلبم عشق نباشد، هرگز نباشد.

                                                                        

 

نظریه

نظر بدهيد
لطفا نقد و نظریات خود را صرفا در رابطه با موضوع مقاله بنویسید. متن هایی که در آن به افراد تهمت و یا بی حرمتی شده باشد، و همچنین نوشته هایی که حاوی آدرس سایت شما یا سایت های دیگران باشد فورا از سایت حذف خواهند شد.
کاربر:*
ایمیل:
عنوان نظر:
متن نظر:*

کلمه رمز:*Code
قبل از ارسال این کد را وارد کنید

Powered by AkoComment!

 

اعلانات

1-دوستان عزيز مي توانندعكس هايي را كه مناسب اين سايت تشخيص مي دهند، ازطريق ايميل زيربراي ما ارسال نمايند.عكس ها توسط خودشما تهيه شده باشد:

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

2-ازجوانان عزيزدعوت مي كنيم درسايت بلاگ هاي جوانيم ، بلاگ خودراتأسيس كنند ومطالب مفيدمورد علاقه ي خودرابيان كرده ودردسترس ديگران قراردهندواز نظرات ابراز شده بوسيله ي ديگران بهره مندگردند. بلاگ هاي جوانيم،محيطي اختصاصي براي ابراز صميمانه ي افكار ونظريات شما

 3-مقالات وخواندني هاي مناسب رااز طريق «ارسال نوشته هاي شما» براي ما ارسال نماييدتا در قسمت هاي مختلف سايت منتشر ومورداستفاده ي سايردوستان جوان قرارگيرد.ازارسال مطالب قبلي نهايت تشكرراداريم 

4-سایت گفتمان جوانیم دیدن کنید. گفتمان جوانيم امكاني متفاوت وميداني جديد براي فعاليت هاي جوانان است وهدف آن ايجادفضايي دوستانه وصميمانه است كه درآن، جوانان بتوانندمباحثات مفيدي پيرامون مسائل ومباحث مختلف داشته باشند. ازكليه ي جوانان عزيز دعوت مي كنيم درسايت گفتمان جوانيم ثبت نام نمايند

 

کیبورد