|
تفريح يعني شاد كردن. شادي يكي از لوازم ضروري زندگي انسان است. بدون شادي زندگي زجرآور است و ارزش زنده بودن را ندارد. به خصوص براي جوانان كه شادي و نشاط از خصوصيات رواني آنهاست. من اينجا ميخواهم دو سؤال را مطرح كنم: يكي اينكه آيا تفريحات رايج امروز واقعاً باعث شادي انسان است؟ و ديگر اينكه چه عواملي باعث شادي انسان ميشود؟
تفريحات امروزي چيست؟ يكي از آنها تماشاي مسابقات ورزشي است. آيا وقتي فردي طرفدار يك تيم است و تيم او شكست ميخورد خوشحال ميشود؟ مسلماً چنين نيست. پس در اين صورت نميتوان اين كار را يك تفريح واقعي دانست. يكي ديگر از تفريحات تماشاي نمايش ها و فيلم ها و رقص و آوازهاست. آيا اگر فرد به تماشاي اين برنامهها بنشيند و وقتي برنامه تمام ميشود، به زندگي خود نگاه كند و احساس نارضايتي نمايد؛ ميتوان گفت تفريح كرده است؟ باز هم فكر نميكنم چنين باشد. يكي ديگر از تفريحات خوردن است. اگر فردي در اين كار افراط كند يا چيزهاي نامناسبي بخورد و بعد بيمار شود، ميتوان گفت تفريح خوبي را انتخاب كرده است؟ باز هم بديهي است كه چنين نيست. يكي ديگران از تفريحات امروزي سربهسر ديگران گذاشتن و آزردن آن هاست. آيا انسان طبيعتاً از مشاهدهء ناراحتي ديگران خوشحال ميشود؟ فكر نميكنم چنين باشد. به هر چيز ديگري هم كه تفريح ناميده ميشود اگر درست دقت كنيم همين طوراست. پس تفريح چيست؟ چه عواملي باعث شادي انسان ميشود؟ در پاسخ به اين سؤال شايد بتوان گفت كه ما دو نوع شادي داريم: يكي شادي ذاتي و فطري است و ديگري شادي آموختني و اكتسابي. مثلاً هر انساني ذاتاً از محبت كردن به ديگران خوشحال ميشود، اما خوشحال شدن از آزار دادن ديگران كه در بسياري از برنامههاي تلويزيوني هم ديده ميشود، آموختني است. هر انساني ذاتاً از يادگيري خوشحال ميشود، اما خوشحال شدن از فرار از يادگيري كه در مدارس ما ديده ميشود، آموختني است. پس چه خوب است بياموزيم كه از آنچه به نفع ماست لذت ببريم، نه از آنچه به ضررمان است. چرا از درس خواندن لذت نبريم؟ چرا از كار كردن لذت نبريم؟ چرا از خدمت به ديگران لذت نبريم؟ كار دشواري نيست. به قول مريپاپينز: "In every work must be done, there's an element of fun. You find thefun and snap, the job's a game". در هر كاري كه بايد انجام شود يك عنصر تفريحي وجود دارد. آن را پيدا كن و بشكن بزن، كار يك بازي ميشود. Powered by AkoComment! |