Statistics

عضو: 565
مطلب: 885
سایت: 0
درآستانه ی ماه محرم
چاپ ايميل دانلود
نگارش: سعید- الف
۱۹ بهمن ۱۳۸۵

روز چهارشنبه 28/10/85 هفته ي قبل از عاشورا-- خانه ي يكي از دوستان پدرم

- والله خانم آقوي سعادت .نمي دوني ، اين بچه هاي من چقدرعاشق امام حسين هستند . همين امين ،بچه ي بزرگم هر سال دهه ي محرم تمام كارش رو تعطيل مي كنه ، همه ي كارهاي هيئت روهم خودش تنهايي انجام مي ده .

- ما هم هر سال ظهر عاشورا نذر داريم . ايشاالله امسال شما هم تشريف بياريد با مادرتون .

- ديروز رفتيم دو تا سوئيت شرت (ژاكت) مشكي نو براشون گرفتيم . ماشاءالله، سال پيش هم يه دونه براشون گرفتم. اما بس كه زنجير زده بودن، بور(زرد) شده سر شونه هاش و ديگه ميگن ما نمي پوشيم. امسال يه چفيه براشون گرفتم بندازن رو كولشون .

- حالا كدوم هيئت هستن ؟

- هيئت مخلصين حضرت عباس . ديشب بچه ام ، امين يه تنه تمام اين طبق ها و عَلم ها رو برداشته تميز كرده .

- اجرش با خود حضرت عباس.

من به امين مي گويم :

- امين، احتمالاً اين ريش رو تا آخر محرم داري . مگه نه؟

- من هميشه برا محرم و صفر نذر مي كنم و ريش مي گذارم و تا نيمه ي صفر سياه مي پوشم .

- من هم وقتي مامانم شُله زرد مي پزه براي نذري اول محرم مي رَم بالاي ديگ و نيّت مي كنم . معمولاً تا وقتي آماده بشه پاي ديگ هستم . 

روز پنجشنبه 5/11/85 خانه ي حاجيه خانم – سفره براي امام حسين

حاجيه خانم يكي از همسايه هاي ماست . امروز ما رو دعوت كرده بود برا سفره ي امام حسين . اولش زيارتنامه ي عاشورا رو خونديم . وقتي همه مفاتيح الجنان دستشون بود من داشتم فكر مي كردم آيا همه ي اين ها برا امام حسينه . البته من حق قضاوت ندارم اما با خودم فكر كردم اگه من جاي او بودم چه نيّت و قصدي مي تونستم داشته باشم. اولين چيزي كه به نظرم رسيد اين بود كه حاجيه خانم الان مي تونه زن دوم چنگيز خان (رقيب قوي حاجيه خانم ) رو نفرين بكنه، چون كار هميشه اش همينه . او داشت براي زنان، مداحي مي كرد و همچين هم، آب و روغن به چيزهايي كه مي خوند مي داد. فكر مي كنم با اين كارش مي خواست كه امام حسين، در نابودي زن دوم چنگيز، تعجيل (شتاب) ايجاد كنه.

- بميرم براي زينب . بميرم براي علي اصغر. اون بچه ي بيچاره ي امام حسين . اون ظالم ها دارن به چادر نزديك مي شن . علي اصغر داره گريه مي كنه. وقتي اون ظالم ها وارد چادرها مي شن و مي رن بالاي سر علي اصغر با دستش گلوش رو نشون مي ده ، يعني زود گلوم رو ببُرين؛ مي خوام زود برم او دنيا پهلوي آقام . آب رو ازش دريغ مي كنن. خنجر رو مي گذارن روي گلوش و سرش رو مي برن و...

نمي گويم كه اين چيز هايي كه مي گويد راست نيست . هيچ كسي نمي تونه واقعه ي كربلا را انكار كنه ولي اين درسته كه براي نشان دادن يك حقيقت، احساسات همه را برانگيزانيم تا بيشتر دل بسوزانند؟    

 اما صحنه ي ناهار خوردن بسيار جالب بود .

- اصغر آقا . يه دونه سفارشي براي ما مي كشي ؟ دستت درد نكنه . اجرت با امام حسين .

- بفرما . خدمت شما .... محمد آقا يه لحظه بياين . همه غذا گيرشون اومده ؟

- يه دَه نفر ديگه هستن بجز خودتون چهار تا كه غذا نخورديد ....

آره جالب بود اين صحنه . همه ي فقيران و مستمندان كه هر كدوم حقوق ماهيانشون حداقل چهارصد، پانصد هزار تومان است( حداقلش اينه كه يك ماشين و خونه دارند) بَس كه غذا قايم ( پنهان ) كرده بودند براي فردا ظهرشون ، غذا گير اصغر وچند تاي ديگه نيومد.

وقتي كه غذا رو خوردند انگار نه انگار كه الان داشتند گريه مي كردند . فكر مي كنم عادت كرديم كه براي چند لحظه احساساتي بشيم و گريه كنيم و به همون راحتي كه گريه مي كنيم بعد از مراسم يادمون مي رود كه همين الان داشتيم براي امام حسين عزاداري مي كرديم . خيلي زود تمام حرف ها از واقعه ي عاشورا و ندبه و گريه بر مي گردد روي غيبت و كارهاي روزانه و شغل و كار و كاسبي و غيره .  

پنج شنبه شب ( همان شب) هيئت مخلصين حضرت عباس – همراه امين

اين هيئت از گود عربان ( محله اي قديمي در شيراز – نزديك به شاهچراغ ) حركت مي كرد و دو سه بار در گود عربان دور مي زند و مثل همه ي دسته هاي ديگر، شب وارد شاهچراغ مي شوند و شب تا حدود دو تا سه ساعت از نصف شب گذشته، گريه و زاري مي كنند .

من همراه امين بودم و داشتيم به شاهچراغ نزديك مي شديم . يك دسته ي ديگر از طرف چهارراه مشير داشت مي آمد به طرف دسته ي ما و ماهم از طرف سه راه احمدي به طرف سه راه نمازي . امين قبلاً برايم تعريف كرده بود كه سال پيش با يه هيئت دعواشون شده، يه شب مانده به عاشورا و يه نفر هم تا سر حد مرگ زخمي شده . احتمالاً اين دليل خوبي بود براي توجيه اينكه چرا همه يك قمه ( چاقو) در پاچه ي شلوارشان داشته باشند . غلامرضا خان يكي از قديمي هاي هيئت و خادم مسجد حضرت زهرا ، مي ياد جلو به طبل زنان و سنج زنان مي گويد كه اينجا محكمتر و هماهنگ تر بزنند. به زنجيرزنها هم سفارش مي كنه كه دو زنجيره بزنند.امين ميگه:

- حاجي مي خوام امشب يه نوحه ي سيّد ذاكر رو بخونم .

- فعلاً بگذار محمدعلي بخونه بهتره . صداش قشنگه . بعدش تو بخون ....

يكشنبه شب 8/11/85 خانه ي ما – عمه ام آمده ديدن ما

فرزاد با شور و شوقي خاص داره در مورد ترافيك امروز نزديك شاهچراغ تعريف مي كنه .

- نبودي چقدر شلوغ بود . ما چهارراه مشير پياده شديم رفتيم به طرف شاهچراغ . دو سه نفر بودند رفتند زير عَلم . سعيد، نمي دوني اين علم هاي سه چهار متري چقدر سنگينه.

- آره اينقدر دوست دارم برم زير عَلم.

- فكر كردي . اينقدر سنگينه كه ممكنه همون لحظه عَلم رو نگه داري ولي بعدش كمرت مي گيره .

- سعيد، بيا امسال بريم سروستان . من سال پيش با كوروش رفتم . روز عاشورا شتر مي كشند . هفت هشت تا گاو رو سر مي برند. گوشتش رو مي دن به همه ي مردم . هر طايفه اي دو سه تا گاو ....

- گاو به اون گندگي رو چجوري مي كشن؟ . يه شاخ بزنه همشون خوب تيكه تيكه مي شن.

- گاو ها رو سوار نيسان مي كنن. يكي رو مي فرستن پاش رو مي بنده، بعدش هم، خودشون هُل مي دن و نيسان تَك چَرخ مي زنه و گاو مي خوره زمين . بعدش هم بهش آب مي دن و سرش رو مي برن . خون تا دوسه متري مي پاشه اين ور، اون ور . سال پيش من پيرهنم رو مجبور شدم بشورم . داشتم مي گفتم گاو رو كه كشتن تنه اش رو با جرثقيل بلند مي كنن و صاحب گاو، گوشت رو جلوي خونه تكه تكه مي كنه و به همه ي همسايه هاش و مردم مي ده.

- شما چكار مي كنين فردا و پس فردا ؟

- نمي دونم . شايد اومديم ....

  

اين چهارتا صحنه ي ساده بود كه ممكنه شما هم با اون در اين روزها روبرو بشويد. چند تا سؤال از شما كه اين متن رو خونديد مي كنم كه اميدوارم خودتان روراست با خودتان جواب آن را بدهيد .

اولين سؤال اين هست كه اگر امام حسين الان اينجا بود اين ها رو مي پسنديد ؟ دوم اينكه اگر امام حسين اينجا بود من و تو جزء لشكريان يزيد بوديم يا لشكريان حسين ؟ اگر بميريم امام حسين از نمازهامون سؤال مي كنه يا شركت كردن در سينه زني؟ آيا امام حسين در اون جهان جلويمان را بخاطر شركت نكردن در سينه زني مي گيره يا بخاطر نگاه كردن به ديگران از روي قصد و نيّت ؟ امام حسين اگه جاي من و تو بود سه چهار تا گاو مي كشت يا اينكه اين پول را پس انداز مي كرد و هر ماه مواد خوراكي مي خريد و به فقرا مي داد؟ حتي اگه كاري به امام حسين هم نداشته باشيم .آيا اين انصافه كه به اسم امام حسين سفره بدهيم و به جاي آدمهاي مستحق تمام فاميل هاي خودمان را دعوت كنيم ؟ من و تو از حقيقت عاشورا چه چيزي را مي دونيم؟ مي دونيم كه امام حسين براي چه چيزي شهيد شد؟ آيا امام حسين مظلوم بود يا شجاع ؟ براي اين جنگيد كه خودش فرمانروا شود يا اينكه اين كار را كرد تا حقيقت اسلام رو احيا كنه؟ 

گاهي اوقات بيشتر بايد فكر كرد.

                                                                 

 

نظریه
خوب
نوشته شده توسط کاربر s,vd در 1386-09-26 05:57:35
هخاری بود
نوشته شده توسط کاربر This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it در 1386-11-07 12:13:01
اسم من معین است خوب

نظر بدهيد
لطفا نقد و نظریات خود را صرفا در رابطه با موضوع مقاله بنویسید. متن هایی که در آن به افراد تهمت و یا بی حرمتی شده باشد، و همچنین نوشته هایی که حاوی آدرس سایت شما یا سایت های دیگران باشد فورا از سایت حذف خواهند شد.
کاربر:*
ایمیل:
عنوان نظر:
متن نظر:*

کلمه رمز:*Code
قبل از ارسال این کد را وارد کنید

Powered by AkoComment!

 

اعلانات

1-برخي مناسبت هاي بين المللي آذرماه: (تعيين شده توسط سازمان ملل متحد)

21نوامبر(1آذر) روز جهاني تلويزيون

25نوامبر( 5آذر) روز بين المللي رفع خشونت عليه زنان

29نوامبر(9آذر) روز بين المللي همبستگي با مردم فلسطين

3دسامبر(13آذر) روز بين المللي معلولان

10دسامبر(20آذر) روز معيارهاي اخلاقي انساني

20دسامبر(30آذر)  روز همبستگي نوع بشر


2-ارسال عكس: دوستان عزيز مي توانندعكس هايي را كه مناسب اين سايت تشخيص مي دهند، ازطريق ايميل زيربراي ما ارسال نمايند.عكس ها توسط خودشما تهيه شده باشد:

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

3-بلاگ ها: ازجوانان عزيزدعوت مي كنيم درسايت بلاگ هاي جوانيم ، بلاگ خودراتأسيس كنند. بلاگ هاي جوانيم،محيطي اختصاصي براي ابراز صميمانه ي افكار ونظريات شما


 4-مقالات وخواندني هاي مناسب رااز طريق «ارسال نوشته هاي شما» براي ما ارسال نماييد

5- ازسایت گفتمان جوانیم دیدن کنید. گفتمان جوانيم امكاني متفاوت وميداني جديد براي فعاليت هاي جوانان است وهدف آن ايجادفضايي دوستانه وصميمانه است كه درآن، جوانان بتوانندمباحثات مفيدي پيرامون مسائل ومباحث مختلف داشته باشند.

 

کیبورد