|
صدای پسری از پشت سر شنیده می شد که مرتب این جملات را تکرار می کرد : خانم- تو رو خدا- بابام مرده - مامانم هم مریضه - من و خواهرم گرسنه ایم - یه کمکی به ما بکنید - خانم تو رو خدا . . . در دایره المعارف ویکی پدیا آمده است : گدا یا مُتِکَدی به شخصی اطلاق میشود که از طریق درخواست کمک مالی مردم ارتزاق میکند و با ایجاد حس ترحم از مردم پول میستاند و این کار به صورت حرفه وی محسوب گردد.
تکدی گری یکی از آسیب های اجتماعی است که چرخه ای از مشکلات اجتماعی را با خود همراه دارد و در جهان امروز به عنوان شاخص توسعه نیافتگی مطرح است. مشکلاتی که شاید در نگاه اول زیاد جدی به نظر نرسند، با یک دید عمیق تر نسبت به این پديده، می توان به عمق آن هاپی برد. رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان طی گزارشی اعلام کرد که از انواع مختلف کودک آزاری سهم سوء استفاده از کودکان در تکدی گری و ممانعت از تحصیل 8/3 درصد بوده است. کودکانی که به علت فشار خانواده و یا نداشتن سرپرست مجبور به انجام دادن این امر می شوند بیشترین آسیب را می بینند و چه بسا همین کودکان در آینده به یک بزهکار تبدیل شوند. دکتر احمدرضا فتوت، روانشناس، می گوید " کودک خردسالی که در سن کم، دست گدایی دراز می کند و برای گرفتن پول یا هر چیز دیگر به دیگران رو می آورد؛ بعد از این هم هیچ تلاشی برای رسیدن به آنچه می خواهد، انجام نمی دهد و به موجودی تنبل و تن پرور تبدیل می شود. کودکان متکدی حتی هنوز به آن مرحله از رشد نرسیده اند که عزت نفسشان شکل بگیرد و اگر گدایان بزرگسال با دست نیاز به سوی مردم دراز کردن، آبرو، مناعت طبع و عزت نفسشان را می فروشند، گدایان خردسال عزت نفسی برای به فروش گذاشتن ندارند و در اغلب موارد تا پایان عمر هم آن را کسب نمی کنند" بدین ترتیب قشری از افراد تن پرور در جامعه بوجود می آیند که به دلیل راحتی کار و درآمد بالای آن، حاضر نیستند به هیچ شغل دیگری رو بیاورند. رئيسكميسيون فرهنگي اجتماعي شوراي اسلامي شهر تهران گفته است: «بازار تكدي گري و درآمد آنها به قدري داغ شده كه حتي كودكان آنها هم حاضر نيستند با دريافت 200 هزار تومان و خود اين افراد با دريافت ماهانه 500 هزار تومان، از اين كار دست بكشند.»همچنین مديركل امور اجتماعي استانداري تهران،اعلام نمود : «درآمد هر متكدي در خيابان ها ماهانه يك و نيم ميليون تومان! است .» دکتر اصغر مهاجری جامعه شناس و استاد دانشگاه می گوید: ما صاحب فرهنگ ارباب و رعیتی هستیم که در این فرهنگ، دادن و گرفتن مرسوم و نهادینه شده است. . . توصیه هایی کهدر دین به کمک به نیازمندان شده است، در ترکیب با نگاه ترحم آميز در فرهنگ ارباب رعیتی،وضعیتی ایجاد کرده است که این نوع زندگی در بین قشر خاصی از جامعه جا افتادهاست. نقش اساسی در از بین بردن این معضل اجتماعی را ارگانهای دولتی بر عهده دارند تا هم به جمع آوری متکدیان از سطح شهر بپردازند و هم با شناسایی محتاجین واقعی برای آنان مسکن، پوشاک، غذا و امکان اشتغال فراهم آورند که البته فعالیت هایی نیز در این زمینه ها انجام شده و می شود. اما در این میان نقش شهروندان در کمک به حل این مساله چیست؟ آیا راهکاری عمومی وجود دارد که افراد بتوانند از طریق آن ریشه تکدی گری را از بین ببرند ؟ تا زمانی که افرادی وجود دارند که به هدف اجرای فریضه دینی و حس نوعدوستی خود بدون تفکر و بررسی، به گدایانی که در مسیرشان قرار می گیرند کمک کنند، بدون شک افرادی نیز خواهند بود که در قالب گدا در سر راهشان قرار بگیرند و کمکهای آنان را دریافت کنند. ذکر این مطالب به معنی اشتباه شمردن کمک به محتاجین نیست. اگر در گوش وجدان ما صدای کودکانی که کمک می خواهند طنین انداز می شود و به ما انگیزه اقدام و همیاری می دهد، باید کمک واقعی را به آنها ارائه کنیم؛ نه اینکه کوتاهترین مسیر _ و البته اشتباه ترین مسیر _ را انتخاب نمائيم. حتما این ضرب المثل معروف را شنیده اید که می گوید "به جای اینکه به من ماهی بدهی ماهی گرفتن را یادم بده." شاید ارسال کمکهایمان از طریق موسساتی که به طور برنامه ریزی شده به حمایت از بی بضاعتان می پردازند و یا شناسایی محتاجین واقعی _ نه گدایان_ و کمک به آنهایکی از راه های مناسب باشد. چون در این صورت هم از نظر مادی، آنها را تامین کرده ایم و هم حرمتشان را حفظ نموده ایم. همیشه با دیدن یک کودک گدا به این نکته فکر کنید که من با دادن پول او را به فردی تن پرور تبدیل می کنم، ناخواسته او را از داشتن شرافت و عزت نفس محروم می سازم و چه بسا با دستان خودم شرایط تبدیل شدن به یک بزهکار را در وجود او تقویت می کنم؛ اما با ممانعت از کمک مستقیم به او می توانم قدمی در راه ساختن آینده ای بهتر برای او و کودکان دیگر بردارم. دست نیاز آنها بسیار بیشتر از آنچه می بینیم به سوی ما دراز است و با زبان بی زبانی به ما می گویند که ما می خواهیم بتوانیم مانند شما در این جامعه زندگی کنیم و هویت انسانیمان را کمال بخشیم . مطمئنا این نیاز آنها با دریافت پول از ما برآورده نمی شود و حتی به تاخیر می افتد. عجیب به نظر می رسد؛ اما ما با کمک نکردن مستقیم به آنها در واقع بزرگترین کمک را به آنها رسانده ایم. بیایید این کمک را از آنها دریغ نکنیم. مآخذ: روزنامه همشهری روزنامه کیهان دایره المعارف اینترنتی ویکی پدیا http://www.kargozaraan.com/Released/85-09-01/42.htm Powered by AkoComment! |