غیرت- ایرا نی ناموس پرست
چاپ ايميل دانلود
نگارش: سعید- الف
۰۱ بهمن ۱۳۸۵

هر بلايي كه مي خواهيد به سر اين ملت بياوريد اما هيچ كاري به ناموس آن ها نداشته باشيد ." چند روز پيش داشتم يه نمايش نامه مي خوندم كه اين جمله رو ديدم . مي دونيد در اون نمايش نامه چه چيزي نوشته شده بود ؟ در اون نمايش نامه كه قسمتي تاريخي داشت نوشته شده بود كه در زمان يكي از پادشاهان قاجار ،ملكه ي انگليس ،سفير كبير خود را به ايران فرستاد تا گزارش بدهد در مورد اينكه چگونه مي توان در ايران وابستگي بوجود آورد وبازار آن را قبضه كرد.

 سفير كبير به ايران مي آيد و مدت دو سال به تمامي نقاط ايران سفر مي كند . بعد از دوسال به انگليس برمي گردد و گزارشي به ملكه مي دهد. ملكه با تعجب كاغذ گزارش رو نگاه مي كنه و مي بينه كه در آن فقط يك خط نوشته شده، اينكه : هر بلايي مي خواهيد بر سر آن ها بياوريد . ملكه به دنبال سفير كبيرمي فرسته. وقتي حاضر مي شه به او مي گه : ما را مسخره كرده اي. او در جواب مي گويد : خير، من تمام ايران را گشتم و نتيجه اي كه گرفتم همان بود كه مي بينيد . ملكه توضيح بيشتر مي خواهد و سفير كبير اين جمله ي تاريخي را مي گويد . اينكه : هر بلايي كه مي خواهيد بر سر اين ملت بياوريد؛ اما هيچ كاري به ناموس آن ها نداشته باشيد.

وقتي اين جمله رو خوندم اولين چيزي كه به خودم گفتم اين بود كه حتي اگه اين داستان حقيقت هم نداشته باشه ( كه مطمئنم داره) يه حقيقت ظريف اما خيلي تلخ در اون ديده مي شه ؛ اينكه ما خيلي ادعاي با غيرتي و همچنين متدين و اخلاقي بودن رو داريم .

فحش ناموسي

مجتبي يكی از دوستام ، يكبار داشت تعريف مي كرد كه روز قبلش داشته مي رفته نون بگيره كه ديده دو تا پسر دارن همديگه رو تا حد كشت ، كتك مي زنن. پياده مي شه . وقتي ميره جلوتر ، مي شنوه كه اون دو تا پسر چند تا فحش آبدار به همديگه ميدن . اون ها رو كه از هم جدا مي كنه از پسر كوچكتره مي پرسه كه براي چي دعواشون شده . اينجا كه رسيد مجتبي خندش گرفت و گفت : اون پسره بزور مي شه گفت كه سه سالش بود . با چشم هاي قهوه اي و اون كله ي كچلش كه بزور به زير كمربند من مي رسيد به من نگاه كرد و در حالي كه مي خواست دَر بره گفت : ولمُ كن، پدر سگ داره فحش ناموسي ميده .

اينجاش كه رسيد، مجتبي با خنده ي هميشگيش گفت : همون موقع مي خواستم يه فحشي بهش بدم . خوب آخه ( سه نقطه ) تو اصلاً مي دوني ناموس چيه . بهش گفتم حالا نمي خواد خودت رو ناراحت كني. اونم گفت : آخه آدم زورش مي گيره ، جوجه نمي دونه ناموس رو با چه جوري مي تونن بنويسن ، مي گه فحش ناموسي دارن بهم ميدن.

خودم هم هر وقت يادم به حرف هاي مجتبي مي افته خندم ميگيره . راست ميگه ؛ آخه يه بچه ي نيم وجبي ، چه چيزي از ناموس مي دونه . البته بايد بگم كه ما گنده ها هم دقيقاً مثل همون بچه فقط اين كلمات رو تكرار مي كنيم و نمي دونيم براي چي . مثلاً خودم هم نمي دونم ناموس چيه ؟ فقط اين رو مي دونم كه بايد به همه ي دختر هاي اطرافم مثل خواهرم نگاه كنم و اون ها رو مثل خواهر خودم بدونم .

گوشت رو نبايد جلوي گربه گرفت

وقتي خاله ام با پسري آشنا شده بود و در آستانه ي ازدواج بودن ،يادم مياد كه شب يلدا بود كه ما و خونواده ي اون پسربا همديگه ، اون شب خونه ي مامان بزرگم بوديم . بعد از اينكه در مورد كار و بار صحبت شد و ميوه رو خورديم اكبر ( داداش داماد ) گفت كه پاسور داريم يا نه؛ مامانم گفت كه ما يه پاسور داشتيم و گم شده ولي داخل اتاق بغل، ماهواره هست و فيلم مي گذاره. پدر داماد گفت كه بريم اونور ديگه محو فيلم مي شيم . همين موقع، مامان من و مامان داماد داشتن در مورد ازدواج هاي امروزي صحبت مي كردن كه همه ساكت شدن. همون موقع، مامان داماد گفت كه متأسفانه جوون ها با عشق زندگيشون رو شروع مي كنن اما كم كم سرد ميشن و به همون راحتي كه عاشق شدن از هم ديگه متنفر ميشن ؛ بخاطر همين هم آمار طلاق بالاست . كم كم بحث به حقوق زنان در جامعه رسيد .

پدر داماد كه تعصب خاصي روي حجاب داشت،شروع به صحبت كرد . او مي گفت كه زنان بايد به خانه داري بچسبن . زنها براي بعضي از كارها ساخته نشدن. مثلاً به عنوان يك قاضي زن مياد و به زن و بچه ي قاتل فكر مي كنه ،اينكه بي سرپناه ميشن ؛ اما يه قاضي مرد قانون رو به حق اجرا مي كنه و احساساتي نمي شه . اما اين تيكه اش بود كه خيلي زورم گرفت . اون گفت كه زنها شايد خواهان آزادي باشن؛ چون مثل ما مردها بيرون نيستن كه ببينن چه جامعه اي وجود داره. من بايد به زنم بگم كه چاد رسرش كنه و خودش رو بپوشونه چون نمي تونم يقه ي مردم رو بگيرم . اما يه حرف تاريخي زد كه فكر مي كرد يه استدلال منطقيه: نگاه كن ، گوشت رو نبايد جلوي گربه گرفت. ما كه نمي تونيم اشتهاي گربه رو از بين ببريم؛ پس گوشت رو محافظت مي كنيم و از جلوي گربه بر مي داريم. من براي اينكه مي خوام جلوي ابتذال زنم رو بگيرم بهش ميگم كه خودش رو بپوشونه .

اين حرف رو چندين بار شنيده بودم اما به شيوه هاي ديگه . با اينكه اولش براي من هم منطقي به نظر مي اومد؛ اما ايشون يه اصل مهم رو فراموش كرده و اون اينه كه زنان مثل اسباب وسايل منزل نيستند كه اونا رو بپاييم تا همسايه ما دزد نشه . اين تشابه به من يكي كه خيلي برخورد چون مادرم به يك تكه گوشت تشبيه شد كه صاحبش يعني بابام اون رو توي يخچال   ( خونه) ميگذاره تا گربه ( يعني اطرافيان من ) اون رو نخورن. يكي از مشكل هايي كه ما ايراني ها داريم اين هست كه براي اينكه يه حقيقت رو بيان كنيم ، قيمت خراب كردن يه چيز ديگه رو پرداخت مي كنيم . براي اينكه يه حقيقت رو بگيم فرد رو به زمين و زمان بدبين مي كنيم .  

چقدر ما ايراني ها متديّن و با غيرت هستيم

  " دختري كه از طرف پدرش مورد آزار جنسي قرار مي گرفت."  نمي دونم دقيقاً چه روزي از ديماه سال پيش(1384) بود كه روزنامه خبر جنوب را ازروي ميز پدرم برداشتم تا طبق معمول صفحه ي حوادث آن را ورق زنم . به جز حوادثي كه در آن روز ها معمولي شده (همچون قتل و سرقت) در آن روز دو خبر كنار هم آمده بود كه من يكي را شوكه كرد . اولين خبري كه نوشته شده بود : پدري در محله ي شهناز كه نزديك به دروازه اصفهان است، دختر خود را ذبح كرده بود به خاطر اينكه نمي خواسته دخترش بيشتر ازاين به فساد آلوده شود. به ادعاي پدر، كه در آنزمان بازداشت شده بود ،تلفن هاي زيادي روزانه به خانه ي آن ها ميشده و پدر تشخيص داده بوده كه دخترش با يك پسر حرف مي زده. اوضاع همينطري مي گذرد تا اينكه او دخترش را بهمراه پسري در خيابان مي بيند . وقتي دخترش برمي گردد و از او در اين مورد سؤال مي كند و به گفته ي او دخترش جوابي نداشته، براي اينكه دخترش بيشتر از اين به فساد آلوده نشود، به همين راحتي سر او را مي برد. اما خبر دوم . دختري در حالي كه از ترس شوكه شده به خانه ي همسايه مي رود و از آن ها مي خواهد كه به پليس 110 زنگ بزنند . او ازپدرش به خاطر آزار جنسي او در طي دو سال گذشته شكايت مي كند. بله پدري كه چندين بار به دخترش تجاوز كرده وحال او را به زور به عقد پسري در مي آورد كه پايه ي او در فضانوردي و ويلن نوازي است ( منظورم مصرف مواد مخدر است) .

نوشتن اين دو مطلب در كنار هم همان چيزي را در ذهن من تداعي كرد كه احتمالأ اكنون در ذهن شما تداعي شده است. تضادي عميق بين آنچه كه ادعاي آْن را داريم و آنچه كه در عمل اجرا مي كنيم . تذكر مي دهم كه آنچه در عمل انجام مي دهيم انعكاسي از افكار ما و ضمير ناخودآگاه ماست . ضمير ناخودآگاهي كه هر آنچه را كه مي بيند ،در خود ثبت مي كند و جزئي از رفتارهاي روزانه ما مي سازد . قضاوت در مورد اين چند تكه نوشته را به شما واگذار مي كنم .

                                                         

                                                          

نظریه
نوشته شده توسط کاربر پویا در 1385-11-24 12:47:37
سعید عزیز  
شاه کار کردی و خیلی جالب مطلبی را گفتی که بیانش به این سبک و سیاق کار هر کسی نیست

نظر بدهيد
لطفا نقد و نظریات خود را صرفا در رابطه با موضوع مقاله بنویسید. متن هایی که در آن به افراد تهمت و یا بی حرمتی شده باشد، و همچنین نوشته هایی که حاوی آدرس سایت شما یا سایت های دیگران باشد فورا از سایت حذف خواهند شد.
کاربر:*
ایمیل:
عنوان نظر:
متن نظر:*

کلمه رمز:*Code
قبل از ارسال این کد را وارد کنید

Powered by AkoComment!

 

اعلانات

*ازجوانان عزيزدعوت مي كنيم درسايت بلاگ هاي جوانيم ، بلاگ خودراتأسيس كنند ومطالب مفيدمورد علاقه ي خودرابيان كرده ودردسترس ديگران قراردهندواز نظرات ابراز شده بوسيله ي ديگران بهره مندگردند. بلاگ هاي جوانيم،محيطي اختصاصي براي ابراز صميمانه ي افكار ونظريات شما

 **دوستان عزيزجوان، همانگونه كه جوانيم تاكنون متكي به فكر و دست و قلم شماجوانان ارجمندبوده است وتعداد زيادي ازجوانان از آراء ونظريات وآثاريكديگر در اين فضاي دوستانه استفاده كرده اند؛ درادامه ي راه نيز منتظر مقالات، نظرات وبيان افكار ارزشمند شما هستيم. همچنين با رفع مشكلات قسمت خواندني ها و امكان استفاده ازاين قسمت مهم سايت، ازكليه ي كاربران عزيزتقاضا مي شود مطالب خواندني راكه داراي شرايط زير هستند از طريق همان قسمت ارسال مقالات، براي ما ارسال كنند تادرقسمت خواندني ها مورداستفاده قرارگيرد:

الف-خواندني ارسال شده مربوط به زندگي نسل جوان باشد. ب- حتی الامكان به صورت عين نقل قول و حتماً باذكرمنبع آن باشد. ج-ازشرايط عمومي سايت پيروي كند، يعني مطلقاً سياسي نباشد، شامل توهين يا بي احترامي به هيچ فرد ياگروهي نباشد و منطبق برموازين اخلاقي باشد.

مطالب خواندني منتشرشده، علاوه براستفاده ي مستقيم، مي تواند مبنايي براي مقالات يا گفتگوها درسايت باشد.

سایت گفتمان جوانیم دیدن کنید. گفتمان جوانيم امكاني متفاوت وميداني جديد براي فعاليت هاي جوانان است وهدف آن ايجادفضايي دوستانه وصميمانه است كه درآن، جوانان بتوانندمباحثات مفيدي پيرامون مسائل ومباحث مختلف داشته باشند. ازكليه ي جوانان عزيز دعوت مي كنيم درسايت گفتمان جوانيم ثبت نام نمايند

 

کیبورد