|
نگارش: ایران
|
|
۱۵ دي ۱۳۸۵ |
|
"آنچه هستيد شما را بهتر معرفي مي كند تا آنچه مي گوييد." ( امرسون ) هميشه مي گوييم من انسان راستگويي هستم؛ اما چند دقيقه اي نمي گذرد كه با دروغي كار را به نفع خود به پايان مي بريم. يا مي گوييم من انسان نوع دوستي هستم؛ اما با رفتار خود نشان مي دهيم كه نسبت به نابساماني هاي اين جهان و مشكلات اطراف خود اندك توجهي نمي كنيم؛ مي گوييم من انسان با گذشت و ايثارگري هستم؛ اما ثانيه اي نمي گذرد كه در يك بحث جدي با دوستمان حاضر نيستيم ذره اي كوتاه بياييم و گذشت كنيم؛ مي گوييم من انسان خوش قولي هستم اما كافيست صدم ثانيه اي بگذرد تا عكس اين گفته بر همگان ثابت شود.و..............
اين ها عباراتي ست كه هزاران بار، در قالب هزاران كلمه، هر روز براي معرفي خود به ديگران به كار مي بريم و نمي دانيم كه اندك اندك از اعتبار خود نزد ديگران مي كاهيم و آن ها در هيچ شرايطي حاضر نيستند از ما به عنوان فردي مورد اعتماد استفاده كنند.كافيست بدانيم چرا و به چه علت گاهي اوقات فقط و فقط اين خود ما هستيم كه خواسته يا ناخواسته با رفتار و منش خود، خويشتن را به سايرين معرفي مي نماييم. آري اين ما هستيم كه تنها مي گوييم و مي گوييم و هيچ گاه از گفته هاي خود خسته نمي شويم و همچنان به آن ادامه مي دهيم. اما متوجه نيستيم كه افراد پيرامون ما قادرند ما را حتي بهتر از خودمان به ديگران معرفي نمايند. بياييد كمي به عباراتي كه مي گوييم فكر كنيم و سپس اندكي به آنچه رفتار مي نماييم نگاه كنيم. چه مي بينيم؟ بلي ، فرسنگ ها فاصله ميان گفتار و رفتار من، فرسنگ ها فاصله ميان آنچه هستم و آنچه كه بايد باشم و اين فاصله از من انساني دو شخصيتي مي سازد و در نتيجه رفتار و شخصين من زير سؤال مي رود و از ارزش و اعتبار من مي كاهد، چرا كه انسان ها از گفتار بدون عمل و فقط حرف زدن خسته شده اند. انسانها تشنه ي عمل اند. اين همه نا بساماني و مشكلات هروزه ي ما و اين جهان پهناور به دليل فقدان همين يك كلمه است: "عمل". امروزه همه مي توانند دم از خوبي و صلح و عشق و محبت بزنند؛ اما آيا همه ي اين افراد اهل عملند؟ اگر اهل عملند پس اين جهان پر از فتنه و فساد اطراف ما چيست؟ اگر اهل عمليم چرا دنيا گلستان نمي گردد؟ اگر اهل عمليم چرا مشكلات ما روندي افزايشي دارند؟ آري، ما اهل عمل نيستيم. ما تا عمل هزاران فرسخ فاصله داريم . پس چه كنيم؟ بياييم باورهاي مفيد و روحاني خود، مانند كسب كمالات و فضيلت هاي اخلاقي را ابتدا به ذهن خود تزريق نماييم و آن را به باور تبديل كنيم تا اين باور به يقين بديل گردد و در منش و رفتار ما تأثيري رو حاني و مفيد بگذارد؛ زيرا كه ما به گونه اي رفتار مي نماييم كه فكر مي كنيم. بياييم با فكري صحيح و زيبا، رفتار و عملي مرضيه و پسنديده را بنا سازيم وبياييم اين فاصله ي فرسنگي را تنها و تنها با عمل بپيماييم و اين جهان را با عمل خود زيبا سازيم. Powered by AkoComment! |