سراب
چاپ ايميل دانلود
مقالات شما
نگارش: شمع

.....جواني مجموعه اي از احساسات و خواسته هايي است كه در مقطعي از سن انسان به طور طبيعي بروز مي كند. حضور اين احساسات و خواسته ها ست كه مقطع جواني را از ساير مقاطع زندگي انسان جدا مي سازد. جوان، خصوصيات دورة نوجواني اش را همچنان به همراه دارد. او هنوز قدرت طلب است، مغرور است، آزادي خواه است، اما مسلمآ ارزشهاي او تا حدودي تغيير مي كند... و از جهتي ديگر اين دوره،  يكي از تعيين كننده ترين دوره هاي عمر يك فردر روند شكل گيري شخصيتش،  محسوب مي شود. زيرا جوان به خود آگاهي بيشتري  مي رسد؛ دركش از مسائل پيرامون بيشتر مي گرددو همين خود آگاهي و درك بيشتر شايد براي او خطرناك به شمار آيد...

انبوه بي شماري از آدميان، جان هاي خاموش خود را همة عمر در ناداني و بي خبري،   بي هدف، تباه مي كنند؛  همة آنها به طور مشترك « بشر »ناميده مي شوند. اما نمي توان همة آنها را « انسان» ناميد. «انسان» آن حقيقت متعالي است كه ما بايد همواره در تلاش رسيدن به آن باشيم. همة افراد روي زمين داراي اراده و اختيار هستند و هر كس آن طور كه مي خواهد شكل خويشتن را مي سازد. نوع بشر در مسير تحول و تكامل خود بايد به سوي انسان شدن گام بردارد و دراين عرصه، سن جواني، زمينه ساز مسائل، موانع و مشكلات بسياري مي باشد؛

از جملة اين مشكلات، عدم تناسب روابط خانوادگي را مي توان نام برد. خانواده اولين هويت اجتماعي فرد را فراهم مي آورد. كودكي كه نتواند در درون خانواده، احساس رضايت كند و فعاليت مورد نظر خود را بيابد، به محيط هاي ديگر پناه مي برد. خانواده نمي تواند به علت گرفتاري بيش از حد با فرزندان روابط صميمي داشته باشد. پدر بيشترين اوقات را صرف كار مي كندو مادر، زمان كمتري براي رسيدگي به فرزندان در اختيار دارد....

از جمله مسائل ديگر، « اشتغال به كار» را مي توان عنوان كرد. جوانان انتخاب شغل را حق مسلم خود مي دانند؛ چون امروز جوان، آن فضاي محدودو بستة گذشته را پيش رو ندارد..

مشكلات يك جوان به خاطر سنِ تعيين كننده و بحراني او،  بسيار زياد است ...اما آن چه من آن را حادترين مشكل نسل جوان مي دانم، سردرگمي و رسيدن به بن بست هويت فردي است. بي هويتي او، بي اعتدالي، بي مسئوليتي و بي هدفي را به بار مي آورد. ناچار ،  به همة ارزشهاي خانوادگي و فرهنگي خود پشت مي كندو همين مسئله به راحتي زمينه ساز ارتكاب جرم مي گرد؛ زمينه ساز آزادي مفرط. او تا وقتي براي ايده آل هاي ماديِ روز مره اش ارزش قائل است كه به آن ها نرسيده باشد. وقتي كه رسيد به پوچي مي رسد. در حالي كه ايده آل انسان بايد آنقدر متعالي باشد كه هرگز در يك جا متوقف نشود.

....قرن جاري شاهد سست شدن بسياري از معيارهاي اخلاقي و بي علاقگي به بسياري از اعتقادات مشترك بوده است.در گذشته به پدران، مادران ، پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها به خاطر سن و تجربة آن ها احترام گذاشته مي شد.فرزندان طوري پرورش مي يافتند كه به     بزرگ ترها ي خود احترام بگذارند. اما امروزه در بسياري از خانواده ها، پدر بزرگ هاو مادر بزرگ ها،  شايد فقط تحمل مي شوند. پدر ديگر چهرة با ابهتي ندارد و اين والدين هستند كه بايد از دستورات فرزندان اطاعت كنند....

جدي ترين بحران در طول زندگي انسان در خلال شكل گيري هويت او رخ مي دهد. بحث من هم بر سر همين سر در گمي است؛ اين تزلزل فكري- اعتقادي كه مهم ترين خطري است كه سعادت انسان را در طول حيات او مورد تهديد قرار مي دهد. او « من» كاذب خود را به جاي «من» واقعي اش مي گيرد و خودش را فراموش مي كند... اما براستي چه عاملي نقش تعيين كننده اي در رسيدن به اين مرحله دارد؟؟

در رشد و تكامل شخصيت عوامل زيادي دخيل مي باشند؛  عوامل جسماني و موروثي، عوامل محيطي، محيط قبل از تولد، محيط خانواده...كه همانطور كه ذكر شد والدين، اولين و كامل ترين الگو و سر مشق در رشد شخصيت فرزندان محسوب مي شوند. فرزندان، آن طور كه والدين هستندخواهندبود؛ نه آن طور كه خودشان مي خواهند...

مدرسه نيز نقش به سزايي دارد. زيرا جوان مدت زماني طولاني را، از كودكي تا جواني،  در آنجا مي گذراندو با انواع آدم ها و تجربه هاآشنا مي شود..نقش تاثير گذار جامعه را نيز از ياد نبايد برد. انسان از لحظة تولد تا مرگ به ديگران وابسته است و به تنهايي نمي تواند مشكلاتش را حل كند ...صفت مشخصة او اجتماعي بودن است و به طور حتم از جامعه تاثير مي پذيرد...

محروميت جوانان از امكانات، مانند كار مناسب، حداقل رفاه، تفريحات سالم و آزادي هاي فردي،  شايد علت نا اميدي آن ها و كشيده شدنشان به سوي بيراهه باشد. جوانان جذب ظواهر مي شوند، مرز ها را مي شكنندو اعتدال برايشان بي مفهوم مي شود. به شادي ها و هيجانات كاذب رو مي آورند و جامعه،  نقش اساسي را در اين زمينه ايفا مي كند. دوستان ناباب، با ظاهري بسيار مثبت عمل مي كنند و به راحتي جوانان بي تجربه را به سمت خود مي كشانند. اوقات فراغت جوانان، بهترين فرصت براي تحقق بخشيدن به نيات منفي آن ها مي باشد... جوانان به سمت خلاف كشيده مي شوند ... شايد رسانه هاي گروهي عامل بسيار تاثير گذاري در انتخاب الگوهاي كاذب جوانان باشند... رسانه هاي گروهي همه وقت و همه جا،  ما را زير سلطة خود دارند. شايد به همين علت است كه معلمان با كودكان، نوجوانان و جواناني روبرو هستند كه روز به روز وقت كمتري به مدرسه و فعاليت هاي درسي اختصاص مي دهند... يكنواختي برنامه ها و موضوعات تلويزيون ممكن است موجب بي تفاوتي جوان شده،  او را به سوي استفاده از وسايل ارتباط جمعي بكشاند... جوانان به نحوي از دست خود فرار مي كنند؛ با خود بيگانه مي شوند؛  حتي اگر فرصتي پيدا شود كه تنها بنشينند، سريعأ خود را به كارهاي ديگر مشغول مي كنند؛ زيرا در هنگام تنهايي و سكوت است كه ما با خود خلوت مي كنيم و اين، در ميان اين نسل بخوبي رنگ يافته است...

تمامي اين عوامل هر چند داراي نقش به سزايي در شكل گيري شخصيت انساني  مي باشند؛ اما مهم ترين عامل از نظر من، عامل «خود» است. عواملي كه ذكر شد تنها مراحلي از عمر انسان را تحت كنترل گرفته،  بعد از مدتي انسان را رها مي كنند؛  اما خودِ انسان پيوسته با انسان است و از او جدايي ندارد.هيچ زماني نخواهد رسيد كه انسان از تحت مسئوليت خود خارج شود. اگر جوان امروز به جاي رسيدن به هدف متعالي اش، به پوچي ، بيهودگي،          بي اعتقادي، شكستن قوانين و از بين بردن ارزش ها مي رسد، دليلش تنها خودش است. .... ما كه مي دانيم چقدر مقام انسان عالي و والاست؛  ما كه مي دانيم انسان تنها موجودي است كه از عالم روحاني بهره اي دارد و بايد از قيود جهان مادي رها شود و كامل شود. اما آنچه امروزه در ميان نسل جوان ديده مي شود تدني است، انحطاط است..

 ... زندگي نسل جوان از هر معنويت و هدفي زدوده شده است. وقتي بدي، ماندگار شد امري عادي مي شود؛  به آن خو مي گيرند و جنبة بد و ناپسند آن فراموش  مي شود...برخورداري از آزادي، تفريح، استفاده از رسانه هاي تصويري و... هيچ كدام براي يك جوان مانعي نخواهد داشت. ارزش هر چيز در استفادة صحيح از آن مي باشد. جواناني بوده اند كه كم ترين امكا نات عادي زندگي را نداشته اند، اما از آن هايي كه داشته اند مؤفق ترند و كساني هم بوده اند كه امكانات و وسايل رفاهي را داشته اند و از آن در جهت كارهاي نا شايست و بيهوده استفاده كرده اند... شايد همين مطلب اثبات نمايد كه « خود»،  مهم ترين عامل درشكل گيري شخصيت انسان و تعيين مسيرزندگي او مي باشد .. ... فرد بي هويت منفعل مي شود؛ بي برنامه مي گردد؛  برايش مهم نيست كه لحظات عمرش راكه سرماية زندگي اش است، چگونه از دست مي دهد... مسئوليت گريز مي شود؛  به هدف هاي ناچيز و كارهاي بي ارزش مشغول مي شود.  كارهاي مفيد كم كم ارزش و اعتبار خود را در نزد شخص از دست مي دهدو فرد در نهايت، احساس بي ارزشي مي كند و در برخي مواقع به مرحله اي مي رسد كه دست به خود كشي مي زند. فردِ بي هويت اعمال و رفتار و ارزش هاي خود را بر اساس ديدگاه هاي ديگران تنظيم مي كند و پايبندي به ارزش هاي خودي را خلاف اصول     مي پنداردو نهايتأ آن چيزي را كه اساس امنيت وجودش است از دست مي دهد؛  آن چيزي كه به او در انتقال ها، در بحران ها، در حال و هواي آكنده از خطرات، قوت قلب مي بخشد... وسرانجام، ايمان و باور به شكل وحشتناكي براي او بي اعتبار مي شود...

اما چرا موجودي كه اشرف مخلوقات ناميده شده به اينجا مي رسد؟ ... جوان بايد به خود بيايد. در لحظات زندگي اش دقيق شود. تا او، خودش، نگاهي به سيرتش نيندازد، تا او لحظاتي به خودِ خويشتنش فكر نكند، هيچ كس و هيچ چيز نمي تواند او را در مسير صحيح قرار دهد... ما خوانده ايم كه انسان در لحظة مرگ بايد با كمال تقديس و تنزيه باشد... پس بايدحيات خويش را صرف تعالي روح خويش نمايد. خداوند به ما اختيار و اراده داده است. مگر نه اينكه فرموده اند: اگر به خدا ايمان داشته باشيد در اين دنيا براي شما غير ممكن وجود نخواهد داشت....؟ مگر تمسك به فصل الخطاب آيات را ميزاني كامل و قوي براي ما قرار نفرموده اند؟. ... جوان به دلايلي كه عنوان شد و به لحاظ اقتضاي سن در مسير هاي نا درست قرار مي گيرد؛ بنا بر اين مهم ترين مسئله اين است كه او بينش و آگاهي لازم را در خود به وجود آورد تا بتواند نا درستي مسيرش را تشخيص دهد. ما كه مي دانيم اگر تاييد و توفيق حق نباشد كاري به انجام نخواهد رسيد؛  پس چگونه آن چه را كه سبب آسايش و راحتي و اطمينانمان است از دست مي دهيم؟ جواني كه حاضر نيست لحظه اي به خود بينديشد،  تمام وظايف خود را از ياد برده، پا در راهي مي گذارد كه انتهايش مشخص است...اما او نهايتأ بر مي گردد؛  چون به پوچي مي رسد؛  آنوقت پشيماني سودي نخواهد داشت. او ديگرخيلي چيزها را از دست داده... شايد به كساني را كه بي اهميت مي پنداشته، بي احترامي كرده؛   شايد بهترين فرصت هاي زندگي اش را، شخصيتش را، ايمانش را به بادداده است....

تنها كمي تامل لازم است؛ بيائيد به خود بينديشيم. آيا ما درمسير صحيح هستيم؟ اگربه خداوند و تائيدات او ايمان داشته باشيم،  ما هيچ وقت به راه خطا نخواهيم رفت؛  زيرا نا خود آگاه به سوي مسير صحيح هدايت مي شويم...بيائيدبيانات و تعاليم الهيه را محور افكار خويش سازيم؛ نبايد زماني برسد كه ديگردير شده باشد. اگر اينگونه شود ما عهد خود را شكسته ايم و همه چيز خود را از دست داده ايم... تا آن زمان كه آدمي به خصال رحماني مزين نگرديده شايستة عنوان آدمي نيست...آري بزرگ زمانه فرموده:

"...دشمن شما، چيزهاي شماست كه به خواهش خود آن را يافته ايد و نگاه داشته ايد و جان را به آن آلوده ايد. جان براي ياد جانان است، آن را پاكيزه نگاه داريد. راستگو كسي است كه راه راست را ديده و آن راه يكي است و خداوند آن را پسنديده و آماده نموده و اين راه در ميان راه ها مانند آفتاب جهانتاب است درميان ستارگان. هر كس به اين راه نرسيده، آگاه نه و بيراه بوده. اين است سخن يكتا خداوند بي مانند. " 

نظریه

نظر بدهيد
لطفا نقد و نظریات خود را صرفا در رابطه با موضوع مقاله بنویسید. متن هایی که در آن به افراد تهمت و یا بی حرمتی شده باشد، و همچنین نوشته هایی که حاوی آدرس سایت شما یا سایت های دیگران باشد فورا از سایت حذف خواهند شد.
کاربر:*
ایمیل:
عنوان نظر:
متن نظر:*

کلمه رمز:*Code
قبل از ارسال این کد را وارد کنید

Powered by AkoComment!

 

اعلانات

1-دوستان عزيز مي توانندعكس هايي را كه مناسب اين سايت تشخيص مي دهند، ازطريق ايميل زيربراي ما ارسال نمايند.عكس ها توسط خودشما تهيه شده باشد:

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

2-ازجوانان عزيزدعوت مي كنيم درسايت بلاگ هاي جوانيم ، بلاگ خودراتأسيس كنند ومطالب مفيدمورد علاقه ي خودرابيان كرده ودردسترس ديگران قراردهندواز نظرات ابراز شده بوسيله ي ديگران بهره مندگردند. بلاگ هاي جوانيم،محيطي اختصاصي براي ابراز صميمانه ي افكار ونظريات شما

 3-مقالات وخواندني هاي مناسب رااز طريق «ارسال نوشته هاي شما» براي ما ارسال نماييدتا در قسمت هاي مختلف سايت منتشر ومورداستفاده ي سايردوستان جوان قرارگيرد.ازارسال مطالب قبلي نهايت تشكرراداريم 

4-سایت گفتمان جوانیم دیدن کنید. گفتمان جوانيم امكاني متفاوت وميداني جديد براي فعاليت هاي جوانان است وهدف آن ايجادفضايي دوستانه وصميمانه است كه درآن، جوانان بتوانندمباحثات مفيدي پيرامون مسائل ومباحث مختلف داشته باشند. ازكليه ي جوانان عزيز دعوت مي كنيم درسايت گفتمان جوانيم ثبت نام نمايند

 

کیبورد