|
نگارش: کامبیز آریان
|
|
۰۱ خرداد ۱۳۸۷ |
|
بنا به روایت شاهنامه، اثر جاودانه و حماسی فردوسی، تاریخ باستان ما از یک سلسله ی افسانه ای بنام (پیشدادیان) شروع می شود این سلسله را مردی بنام «کیومرث» بنیان نهاد.
این سلسله را از این جهت افسانه می گویند که بعضی از سلاطین آن تا هزار سال هم سلطنت کرده بودند. طول سلطنت این سلسله کلاً (2441) سال بوده است. از این سلسله و سلسله بعدی یعنی کیانیان که بگذریم سرآغاز دوران شاهنشاهی 2500 ساله است. که با روی کار آمدن سلسله مادها و بعد هخامنشیان و از آن به بعد تاریخ ایران شروع و تدوین شد و در زمان ساسانیان تقریباً تنظیم شد. علت این که تاریخ ایران تا قبل از آن تاریخ، نامنظم بوده به این خاطر است، که بعد از شکست داریوش سوم، آخرین پادشاه هخامنشی و تشکیل سلسله «سلوکی» بسیاری از اسناد تاریخی و کتب و اوراق مربوط به دوران هخامنشی به علت بی توجهی و هرج و مرج ناشی از سقوط حکومت از میان رفت و این مربوط به کتب علمی و ادبی و مذهبی می شود. مثلاً کتاب «اوستا» تقریباً پراکنده شده بود. مندرجات شاهنامه نشان می دهد که ساسانیان فقط خود را در تاریخ مطرح دانسته و آثار و سوابق قبل از به قدرت رسیدن اردشیر را از میان برده اند. و برای شجره سازی ناچار شده اند که اسم «اردوان پنجم» را نگه دارند و زاده شدن «بابک» پدر اردشیر را از تخمه ساسانی مطرح کرده اند. وقتی اشکانیان زمام امور را در دست گرفتند و اولین دولت ایرانی بعد از سلوکی ها را تأسیس کردند، پادشاهان آن سلسله چندان گرفتار جنگ ها و شورش ها و جهانگشایی های خود بودند که فرصت رسیدگی به امور فرهنگی و ادبی و در نتیجه گردآوری آنچه از میراث ادبی هخامنشیان برجای مانده بود را نیافتند. تنها تلاشی که در این زمینه به عمل آمد، در زمان « بلاش اول- اشک بیست و دوم» بود که وی دستور داد تا به جستجوی باقی مانده کتاب « اوستا» که در زمان جنگ ها و شورش ها یکسره پراکنده شده بود برآیند و این کار نیز سالیان دراز به طول انجامید به طوری که «اوستا»ی امروزی نیز در زمان سلطنت « اردشیر بابکان» سرسلسله سلاطین ساسانی تدوین شد و تازه آن هم همه اوستای پراکنده شده نبود. بلکه حدود یک سوم آن بود. به این خاطر ایرانیان اواخر دوره اشکانی و اوایل دوره ساسانی از تاریخ گذشته ایران و اجداد خود، جز بعضی حکایات پراکنده چیزی نمی دانستند و این حکایت آنقدر با احساسات ملی در آمیخته بود که صحت و سقم آن معلوم نبود. در اواخر دوره ساسانی جمعی به تدوین آن حکایات پرداختند که سینه به سینه نقل شده بود و آن ها را به زبان پهلوی نوشتند ولی آن کتب که اولین تواریخ ایران محسوب می شدند، در جریان حملات اعراب به ایران که منجر به انقراض سلسله ساسانی گردید نابود شد و تنها بعضی از آن ها، به همت بعضی علمای ایرانی که عربی آموخته بودند، به عربی ترجمه شد و بعدها نیز مطالب آن از عربی به پارسی برگردانده شد. در زمان سلطنت غزنویان، شاهنامه توسط فردوسی نگاشته شد که گرچه قبلاً نیز شاهنامه دیگری سروده شده بود، اما در ابیات کمتر؛ اما شاهنامه جدید به خاطر دارا بودن وقایع تاریخی و تاریخ نویسی صحیح و نثر زیبا مورد قبول عامه واقع شد و از این لحاظ بر بسیاری از کتب مشابه هم دوره اش ارجحیت دارد و با گذشت سال ها و قرن ها هنوز ارزش و اعتبارش حفظ شده است. Powered by AkoComment! |