|
مشیرالدوله اسکندرنامه را به فارسی برگردانده و آن را در تاریخ باستان ایران به چاپ رسانده است. آقای اصلان غفاری در کتاب « قصه ی اسکندر و دارا (ص214) » شمار کشته شدگان جنگ های داریوش سوم با اسکندر را از روی تاریخ ایران باستان گردآوری کرده است که آن را می خوانید:
در جنگ ایوس(نزدیک اسکندریه امروزی) از لشکر داریوش سوم 110000 کشته و از سپاه اسکندر 200 تا 400 نفر در جنگ گرانیک(بیغاچای امروزی) از لشکر داریوش سوم19000 نفر و از سپاه اسکندر 115 نفر کشته در جنگ گوگدمل(اردبیل امروزی) از لشکر داریوش 40000تا 300000 از سپاه اسکندر 300 تا 700 نفر کشته برابر آمار بالا شمار کشته شده های سپاه ایران بیش از دویست و هفتاد برابر کشته شدگان سپاه اسکندر بوده. دروغ بودن این آمار کاملاً واضح است. شرم آور این است که این دروغ ها را به نام تاریخ ایران ثبت می کنند. نمونه دیگری از دروغ پردازی یونان باستان این که در کتاب تاریخ ایران باستان نوشته مشیرالدوله که از اسکندر نامه ها نوشته شده آمده است(ص1377):که جنگ اسکندر با داریوش سوم در گوگدمل (اردبیل) در اکتبر 331پ.م آغاز شد و اسکندر بعد از حدود 10 ماه از آغاز جنگ در ماه ژوئیه 330پ.م خود را برسر نعش داریوش سوم در نزدیکی دامغان رسانده است(ص1445 کتاب) این دروغ بزرگ را همه تاریخ خوانده های غرب زده ی خودمان و تاریخدانان باختر و خاورشناسان پذیرفته اند
اگر جنگ گوگدمل 70 روز طول کشیده (حدوداً یک سوم هفت ماهی که اسکندر برای تصرف نایروس صور امروزی) اسکندر با سپاهیان در دسامبر سال 331 پ.م می توانسته از اردبیل راهی بابل شود و راهی را به طول 470 کیلومتر از اردبیل تا بابل (هله ی امروزی) بپیماید سپاه اسکندر 34 روز در بابل مانده و بعد از آن 400 کیلومتر راه بابل تا شوش بیست روزه پشت سر گذاشته اند. بعد از چند روز ماندن در شوش اسکندر با سپاهیانش به سوی تخت جمشید به راه افتاد و 700 کیلومتر راه را که بیشتر آن صعب العبور بوده در حال نبرد و درگیری بپیماید و بعد از غارت و آتش زدن تخت جمشید، چهار ماه به سپاهیانش استراحت داد و بعد از مسیر همدان و ری خود را برسر جنازه داریوش سوم در در نزدیکی دامغان بود رسانده است. سپاهیان اسکندر طی 10 ماه (300 روز) از سپتامبر 331پ.م تا ژوئیه 330پ.م حداقل 70 روز با سپاهیان داریوش سوم جنگیده اند +34 روز که در بابل بوده اند و +120 روز هم که در تخت جمشید مانده اند و استراحت کرده اند مجموعاً 224 روز می شود با این حساب اسکندر باید 3185 کیلومتر راه از اردبیل به بابل و از آنجا به شوش و چپو کردن شوش و نشستن اسکندر بر تخت هخامنشیان در شوش و رفتن سپاهیان اسکندر در حال نبر د به تخت جمشید و از آنجا به همدان به ری به نزدیکی دامغان را در کمتر از 76 روز ( روزی 42 کیلومتر ) را باید پیموده باشد بدون اینکه در جایی توقف کرده باشند. و یک دروغ دیگر این که می گویند اسکندر بعد از فتح پرسپولیس به همدان آمده تا گنج خود را که بالغ بر 200000 تالان برابر با 7700000 کیلوگرم طلا را مخفی کند اما از این گنج عظیم تاحالا حتی کوچکترین اثری پیدا نشده!! آیا می شود چنین دروغی را که با هیچ منطقی جور در نمی آید پذیرفت؟ Powered by AkoComment! |