|
نگارش: سپیدار
|
|
باز هم ماه محرم از راه رسید و باز دسته های عزاداری به راه افتادند. تمام شهر از مردانی سیاه پوش که اطراف حسینیه ها مشغول تدارک عزاداری برای امام حسین، امام سوم شیعیان، هستند؛ پر شده است. |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
نگارش: پویا- ش
|
|
ایرانیان قدیم مردمی شاد زی و شادی طلب بودند . در اوستا شادی همواره به عنوان یک صفت اهورایی ستوده شده و غم نیز در سوی دیگر از خصایل اهریمن شناخته شده است . به همین دلیل زرتشتیان موظف به شادی و شاد بودن هستند و این از اساس آیین زرتشتی است . |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
نگارش: شراره - ذ
|
|
تفريح يعني شاد كردن. شادي يكي از لوازم ضروري زندگي انسان است. بدون شادي زندگي زجرآور است و ارزش زنده بودن را ندارد. به خصوص براي جوانان كه شادي و نشاط از خصوصيات رواني آنهاست. من اينجا ميخواهم دو سؤال را مطرح كنم: يكي اينكه آيا تفريحات رايج امروز واقعاً باعث شادي انسان است؟ و ديگر اينكه چه عواملي باعث شادي انسان ميشود؟ |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
نگارش: سعید- الف
|
|
روز چهارشنبه 28/10/85 هفته ي قبل از عاشورا-- خانه ي يكي از دوستان پدرم - والله خانم آقوي سعادت .نمي دوني ، اين بچه هاي من چقدرعاشق امام حسين هستند . همين امين ،بچه ي بزرگم هر سال دهه ي محرم تمام كارش رو تعطيل مي كنه ، همه ي كارهاي هيئت روهم خودش تنهايي انجام مي ده . - ما هم هر سال ظهر عاشورا نذر داريم . ايشاالله امسال شما هم تشريف بياريد با مادرتون . - ديروز رفتيم دو تا سوئيت شرت (ژاكت) مشكي نو براشون گرفتيم . ماشاءالله، سال پيش هم يه دونه براشون گرفتم. اما بس كه زنجير زده بودن، بور(زرد) شده سر شونه هاش و ديگه ميگن ما نمي پوشيم. امسال يه چفيه براشون گرفتم بندازن رو كولشون . |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
نگارش: پویا- ش
|
|
با دوستم در خیابان راه می رفتم . وی که یک لر متعصب است صحبت از بی بند و باری های موجود در جامعه ایران را پیش کشید . او عقیده داشت سستی دولت ها مهم ترین عامل در به وجود آمدن وضع امروز است . او راهکار حل مشکل را در اجبار جامعه به پیروی از ارزش های اخلاقی می دانست . من به کلی با این عقیده مخالف بودم و اعتقاد داشتم که این قبول نیازهای فطری نسل جوان است که قادر است آنان را به سمت پاک زیستن سوق دهد . در این هنگام بود که دوستم چیزی گفت که هنوز که هنوز است و بعد از گذشت دو هفته مرا در تعجبی عمیق فرو برده است . او با افتخار گفت : "ما لرها هیچ وقت به دخترانمون اجازه نمی دیم که قدم خلافی بردارند و اگر بخوان چنین کاری کنند سرشون را همون جا می بریم." وی در ادامه اضافه کرد که یک بار که خواهرش به طور تصادفی و نه از روی قصدوعمد، توسط یک غریبه بی حجاب دیده شده بود، برادر بزرگترش وی را به قصد کشت زده است. او در حالی با افتخاری وصف نشدنی این جمله را می گفت که گویی از بزرگترین داشته های زندگی اش صحبت می کند . حال آنکه من در سوی دیگر مبحوتانه او را می نگریستم و با خود می اندیشیدم که چگونه است که چنین تفکراتی در جهان امروز هم زنده باشند . |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 بعد > پایان >>
|
| صفحه 19 - 27 از 42 |