مقالات شما
آدم كوكي ها

…تعدادشان خیلی زیاد بود. نمی‌دانم شاید میلون‌ها… وقتی به دنیا می‌آمدند خیلی کوچک بودند؛ اندازه‌شان از یک جعبه‌‌ی کفش بزرگ تر نبود. البته اوّلش کوک نداشتند، اما وقتی بزرگ تر می‌شدند، بزرگ ترها به آن‌ها یک کوک می‌دادند. درست مثل کوکی که پشت اسباب‌بازی‌ها می‌گذارند. خودشان این کوک را روی کمرشان نصب می‌کردند. جنسشان از فولاد بود؛ اما شنیده‌ام که در زمان‌های خیلی دور از بلورهای درخشان و زیبا ساخته شده بوده‌اند. ولی به هرحال آنچه می‌دیدم تعدادی چرخ دنده‌ی آهنی بود که روی هم سوار شده‌بودند. آن‌ها هر چند وقت یک بار، پیش بزرگ شهر می‌رفتند تا کوکشان کند.

ادامه مطلب ...
 
نامه

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم؛ و امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی. اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی. وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: سلام؛ اما تو خیلی مشغول بودی. یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی. خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛ اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.

ادامه مطلب ...
 
سير درجهان

به جهان سیر نمودم همه عمر

خوب و بدش را چشیدم در همه عمر

گفتند و گفتیم نیست جای ما

رفتند و می روند اهل آن

یکی گفت چو بمیری، دیگر عدم است

نیست حسابی ، نیست خدایی

پس دنیا را داشته باش تا می توانی

دیگری گفت مرگ عذاب است

پس از دنیا لذت ببر تا می توانی

ادامه مطلب ...
 
ملاقات

با خود گفتم

تا كی در بحر غفلت خواهی بود

مگر نمی دانی كه در این عالم دلداری هست

تا كی خود را از دیدارش محروم می كنی

توشه برداشتم غذای راه و چمدانی پر از وسایل

تا به دنبال یار روم

به صحرا گذر كردم

از كوه ها گذشتم

دریاها را پشت سر گذاشتم

اما نبود خبری از دوست

اندك اندك خسته شدم

با خود گفتم اگر یار مرا نخواهد چه ؟!!

اگر لایقش نباشم چه !!!

اگر مرا می خواست نشانی می داد

در همین حال بودم كه ندا آمد

به دنبال چه هستی ای جوان
ادامه مطلب ...
 
یادتودردل چومصباح منیر

نمي دونم مقاله قبلي من با عنوان "نور رو پیدا کردید" رو تا چه حد خونديد. ولي اگه يادتون باشه در اون مقاله از نوري صحبت كرديم كه در سينه ما جاداره و راهنما و اميد ما در لحظات سختي و دشواريه و انتهاي اون مقاله پرسشي رو مطرح كرده بودم كه جوابش رو به خودتون واگذار كرده بودم:

“این منبع چیه که بعضی ها دارن، بعضی ها پیدا کردن، بعضی ها دنبالشن و بعضی ها هنوز به فکرش نیافتادن؟”

ادامه مطلب ...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 9 از 84

اعلانات

1-دوستان عزيز مي توانندعكس هايي را كه مناسب اين سايت تشخيص مي دهند، ازطريق ايميل زيربراي ما ارسال نمايند.عكس ها توسط خودشما تهيه شده باشد:

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

2-ازجوانان عزيزدعوت مي كنيم درسايت بلاگ هاي جوانيم ، بلاگ خودراتأسيس كنند ومطالب مفيدمورد علاقه ي خودرابيان كرده ودردسترس ديگران قراردهندواز نظرات ابراز شده بوسيله ي ديگران بهره مندگردند. بلاگ هاي جوانيم،محيطي اختصاصي براي ابراز صميمانه ي افكار ونظريات شما

 3-مقالات وخواندني هاي مناسب رااز طريق «ارسال نوشته هاي شما» براي ما ارسال نماييدتا در قسمت هاي مختلف سايت منتشر ومورداستفاده ي سايردوستان جوان قرارگيرد.ازارسال مطالب قبلي نهايت تشكرراداريم 

4-سایت گفتمان جوانیم دیدن کنید. گفتمان جوانيم امكاني متفاوت وميداني جديد براي فعاليت هاي جوانان است وهدف آن ايجادفضايي دوستانه وصميمانه است كه درآن، جوانان بتوانندمباحثات مفيدي پيرامون مسائل ومباحث مختلف داشته باشند. ازكليه ي جوانان عزيز دعوت مي كنيم درسايت گفتمان جوانيم ثبت نام نمايند

 

کیبورد